accuseds

[ایالات متحده]/əˈkju:zd/
[بریتانیا]/ə'kjuzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متهم
adj. متهم به جرم
v. سرزنش کردن؛ متهم کردن به جرم

عبارات و ترکیب‌ها

falsely accused

متهم به دروغ

accused of

متهم به

accused person

شخص متهم

جملات نمونه

He was accused of commercial opportunism.

او به فرصت‌طلبی تجاری متهم شد.

he was accused of favouritism.

او به جانب‌داری متهم شد.

they accused him of political grandstanding.

آنها او را به انجام حرکات نمایشی سیاسی متهم کردند.

she was accused of child neglect.

او به بی‌توجهی به کودکان متهم شد.

The police accused him of murder.

پلیس او را به قتل متهم کرد.

The police accused him of stealing.

پلیس او را به سرقت متهم کرد.

Mary was accused as an accomplice.

مری به عنوان همدست متهم شد.

The guilt of the accused man was in doubt.

گناه مرد متهم مورد تردید بود.

accused of cheating at cards.

متهم به تقلب در بازی ورق.

She accused the official of corruption.

او مقام را به فساد متهم کرد.

They accused the police of brutality.

آنها پلیس را به خشونت متهم کردند.

He was accused of murder.

او به قتل متهم شد.

The council was often accused of extremism.

شورای شهر اغلب به افراط‌گری متهم می‌شد.

She was accused of deliberately misleading Parliament.

او به عمد متهم به گمراه کردن پارلمان شد.

They are accused of theft from a newsagent’s shop.

آنها به سرقت از مغازه روزنامه‌فروشی متهم هستند.

He accused the garage of shoddy workmanship on the bodywork.

او تعمیرگاه را به دلیل کار ضعیف در بدنه متهم کرد.

Jocelyn accused Dexter of snobbery.

جوسلین، دکستر را به نخبه‌گرایی متهم کرد.

Two policemen were accused of tampering with the evidence.

دو افسر پلیس به دستکاری مدارک متهم شدند.

He was accused of trying to torpedo the talks.

او به تلاش برای خراب کردن مذاکرات متهم شد.

the government was accused of abdicating its responsibility.

دولت به ترک مسئولیت خود متهم شد.

نمونه‌های واقعی

Indicted means officially accused of a crime.

متهم شدن به معنای متهم شدن رسمی به ارتکاب جرم است.

منبع: Learn English by following hot topics.

Elon Musk may be accused of many things.

ایلان ماسک ممکن است به بسیاری از موارد متهم شود.

منبع: The Economist (Summary)

11. What did the judge say about the accused?

11. قاضی در مورد متهم چه گفت؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Feeding is what Ms Black is now accused of.

تغذیه همان چیزی است که خانم بلک در حال حاضر به آن متهم است.

منبع: The Economist - International

" But of what are we accused" ? asked Passepartout, impatiently.

"اما به چه اتهامی متهم هستیم؟" پاسپار تو با بی‌حوصلگی پرسید.

منبع: Around the World in Eighty Days

Can you explain what he's been accused of?

آیا می توانید توضیح دهید که او به چه اتهامی متهم شده است؟

منبع: Financial Times

All sides involved have been accused of committing war crimes.

همه طرف های درگیر به ارتکاب جنایات جنگی متهم شده اند.

منبع: CNN Listening Compilation November 2021

U.S. officials have also accused Russia of interfering in American elections.

مقامات ایالات متحده نیز روسیه را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرده اند.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

One theory: sick of being falsely accused.

یک نظریه: خسته از متهم شدن به دروغ.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

And Russia has been accused of supporting those rebels.

و روسیه به حمایت از آن شورشیان متهم شده است.

منبع: CNN Selected February 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید