accuser

[ایالات متحده]/ə'kjʊzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دیگری را به ارتکاب جرم یا wrongdoing متهم می‌کند

جملات نمونه

I wish to confront my accuser in a court of law.

من می‌خواهممداعی خود را در دادگاه قانون ملاقات کنم.

He answered his accusers spitefully.

او با کینه‌ پاسخگوی مدعیان خود بود.

the Duke sat outfacing his accusers, and outbraving their accusations.

دودج روبروی مدعیان خود نشست و از اتهامات آنها پیشی گرفت.

She defied her accusers to prove their charges.

او برای اثبات اتهامات آنها به مدعیان خود سرکشی کرد.

She blenched before her accuser.

او در برابر مدعی خود رنگ باخت.

According to the law, the accuser, the accused, and the judge were each allowed to talk for the same length of time.

طبق قانون، مدعی، متهم و قاضی هر کدام اجازه داشتند به مدت یکسان صحبت کنند.

And accuser just wants adminicle, have to ask him author to appear in court attest or undertake notarization to autograph to notarial place, this cost cannot be borne at all.

و مدعی فقط می‌خواهد ادمنیکل، باید از او بخواهیم که نویسنده در دادگاه شهادت دهد یا تعهد کند تا امضای خود را در محل دفتر اسناد رسمی تأیید کند، این هزینه قابل تحمل نیست.

Especially, the accused the authenticity demur that once add up to Alexandrine author to commending creative work,just signs, the court often asks again accuser square adminicle.

به ویژه، متهم ادعای اصالت را رد می‌کند که زمانی به نویسنده الکساندرین برای تحسین آثار خلاقانه می‌رسد، فقط امضا می‌کند، دادگاه اغلب دوباره از مدعی می‌خواهد که ادمنیکل را بررسی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید