acholias

[ایالات متحده]/ˈækoʊliəs/
[بریتانیا]/ˌæk.oʊˈlaɪ.əs/

ترجمه

n. وضعیتی که با کمبود صفرا مشخص می‌شود.

جملات نمونه

acholias can affect daily activities and social interactions.

اختالیازیا می‌تواند بر فعالیت‌های روزانه و تعاملات اجتماعی تأثیر بگذارد.

acholias can lead to difficulties in tasks requiring color discrimination.

اختالیازیا می‌تواند منجر به مشکلاتی در وظایفی شود که نیاز به تشخیص رنگ دارند.

understanding the impact of acholias is crucial for providing appropriate support.

درک تأثیر اختالیازیا برای ارائه حمایت مناسب بسیار مهم است.

research into acholias aims to develop better treatments and interventions.

تحقیقات در مورد اختالیازیا با هدف توسعه درمان‌ها و مداخلات بهتر انجام می‌شود.

acholias is a rare condition that affects vision.

اختالیازیا یک بیماری نادر است که بینایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

individuals with acholias may experience difficulty distinguishing shades of color.

افرادی که دچار اختالیازیا هستند ممکن است در تشخیص سایه‌های رنگ مشکل داشته باشند.

the severity of acholias can vary from person to person.

شدت اختالیازیا می‌تواند از شخص به شخص متفاوت باشد.

living with acholias requires adaptation and strategies for coping.

زندگی با اختالیازیا نیاز به سازگاری و راهبردهای مقابله دارد.

early diagnosis and intervention can help manage the effects of acholias.

تشخیص و مداخله زودهنگام می‌تواند به مدیریت اثرات اختالیازیا کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید