divested

[ایالات متحده]/dɪˈvɛstɪd/
[بریتانیا]/dɪˈvɛstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی گرفتن; لباس را برداشتن; لخت کردن; لخت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

divested assets

دارایی‌های واگذار شده

divested interests

منافع واگذار شده

divested company

شرکت واگذار شده

divested holdings

سهام واگذار شده

divested shares

سهام واگذار شده

divested units

واحدهای واگذار شده

divested investments

سرمایه‌گذاری‌های واگذار شده

divested properties

املاک واگذار شده

divested resources

منابع واگذار شده

divested portfolio

پورتفوی واگذار شده

جملات نمونه

the company divested its non-core assets last year.

شرکت سال گذشته دارایی‌های غیرضروری خود را واگذار کرد.

after the merger, they divested several subsidiaries.

پس از ادغام، آنها چندین شرکت فرعی را واگذار کردند.

investors were pleased when the firm divested its underperforming units.

سرمایه‌گذاران از واگذاری بخش‌های غیر سودآور شرکت خوشحال بودند.

she divested herself of unnecessary responsibilities.

او مسئولیت‌های غیرضروری را از خود دور کرد.

the government divested its stake in the airline.

دولت سهام خود را در شرکت هواپیمایی واگذار کرد.

he divested his interest in the real estate project.

او علاقه خود را در پروژه املاک و مستغلات واگذار کرد.

they decided to divest from fossil fuel investments.

آنها تصمیم گرفتند از سرمایه‌گذاری در سوخت‌های فسیلی خودداری کنند.

many companies are divesting to focus on sustainability.

شرکت‌های زیادی برای تمرکز بر پایداری در حال واگذاری دارایی هستند.

the organization divested its holdings in controversial industries.

سازمان دارایی‌های خود را در صنایع بحث‌برانگیز واگذار کرد.

she felt relieved after she divested herself of toxic relationships.

او بعد از دور کردن خود از روابط سمی احساس رهایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید