acquittance

[ایالات متحده]/əˈkwiːtəns/
[بریتانیا]/əˈkwitəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاک‌سازی یا آزاد کردن کسی از یک بدهی یا تعهد؛ رسید پرداخت؛ سندی که اثبات می‌کند بدهی پرداخت شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

receipt of acquittance

دریافت تاییدیه

give acquittance for

صدور تاییدیه برای

certificate of acquittance

گواهی تاییدیه

official acquittance

تاییدیه رسمی

release of acquittance

آزادی تاییدیه

letter of acquittance

نامه تاییدیه

grant acquittance for

اعطای تاییدیه برای

demand acquittance from

درخواست تاییدیه از

جملات نمونه

the lawyer presented an acquittance document to the judge.

وکیل مدارک تبرئه را به قاضی ارائه داد.

she received an official acquittance from the court.

او یک تبرئه رسمی از دادگاه دریافت کرد.

the jury delivered an acquittance verdict after the trial.

هیئت منصفه پس از محاکمه، رأی تبرئه صادر کرد.

the acquittance brought a sense of relief to his family.

تبرئه حسی از تسکین را به خانواده او القا کرد.

the acquittance sparked controversy among the public.

تبرئه جنجال را در بین مردم برانگیخت.

the acquittance set a precedent for future cases.

تبرئه الگویی برای پرونده‌های آینده ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید