receipt of acquittance
دریافت تاییدیه
give acquittance for
صدور تاییدیه برای
certificate of acquittance
گواهی تاییدیه
official acquittance
تاییدیه رسمی
release of acquittance
آزادی تاییدیه
letter of acquittance
نامه تاییدیه
grant acquittance for
اعطای تاییدیه برای
demand acquittance from
درخواست تاییدیه از
the lawyer presented an acquittance document to the judge.
وکیل مدارک تبرئه را به قاضی ارائه داد.
she received an official acquittance from the court.
او یک تبرئه رسمی از دادگاه دریافت کرد.
the jury delivered an acquittance verdict after the trial.
هیئت منصفه پس از محاکمه، رأی تبرئه صادر کرد.
the acquittance brought a sense of relief to his family.
تبرئه حسی از تسکین را به خانواده او القا کرد.
the acquittance sparked controversy among the public.
تبرئه جنجال را در بین مردم برانگیخت.
the acquittance set a precedent for future cases.
تبرئه الگویی برای پروندههای آینده ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید