ad-libbed

[ایالات متحده]/[ˈædlɪbd]/
[بریتانیا]/[ˈædlɪbd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موقت؛ بداهه؛ از پیش آماده نشده
v. بداهه کردن؛ صحبت کردن یا عمل کردن بدون فیلم‌نامه
adv. به‌طور بداهه؛ به‌طور خودجوش

عبارات و ترکیب‌ها

ad-libbed a speech

گفتاری بداهه

he ad-libbed

او بداهه گفت

ad-libbed lines

خطوط بداهه

ad-libbing constantly

به طور مداوم بداهه گفتن

ad-libbed response

پاسخ بداهه

ad-libbed introduction

معرفه‌ی بداهه

ad-libbed performance

اجای بداهه

ad-libbed remarks

اظهارات بداهه

ad-libbed section

بخش بداهه

ad-libbed ending

پایان بداهه

جملات نمونه

the comedian ad-libbed a hilarious joke about the audience's attire.

کمدین یک شوخی خنده‌دار بداهه درباره لباس‌های مخاطبان گفت.

during the debate, the candidate ad-libbed a response to a challenging question.

در طول مناظره، نامزد در پاسخ به یک سؤال چالش‌برانگیز بداهه گفت.

the band ad-libbed a guitar solo during the concert, much to the crowd's delight.

گروه در طول کنسرت یک بداهه گیتار نواخت که بسیار مورد علاقه جمعیت بود.

he ad-libbed a heartfelt speech at the wedding reception, moving everyone to tears.

او یک سخنرانی صمیمانه بداهه در مهمانی عروسی گفت که همه را به گریه درآورد.

the actors ad-libbed lines to keep the scene flowing naturally.

بازیگران خطوطی را بداهه گفتند تا صحنه به طور طبیعی جریان یابد.

she ad-libbed a song on the spot, showcasing her impressive vocal skills.

او یک آهنگ را در همان لحظه بداهه گفت و مهارت‌های خوانندگی چشمگیر خود را به نمایش گذاشت.

the speaker ad-libbed a closing remark to leave a lasting impression.

سخنرانی یک نکته پایانی بداهه گفت تا تأثیر ماندگاری بگذارد.

the children ad-libbed a play in the backyard, using whatever props they could find.

کودکان یک نمایش بداهه در حیاط پشتی انجام دادند و از هر وسیله‌ای که می‌توانستند پیدا کنند استفاده کردند.

the presenter ad-libbed a transition between segments to maintain audience engagement.

ارائه دهنده یک انتقال بین بخش ها را بداهه گفت تا تعامل مخاطب را حفظ کند.

they ad-libbed a story around the campfire, adding details as they went along.

آنها یک داستان را در کنار آتش اردو بداهه گفتند و جزئیاتی را در حین پیش رفتن اضافه کردند.

the director encouraged the actors to ad-lib and explore different interpretations.

کارگردان از بازیگران خواست بداهه گویند و تفسیرهای مختلف را کشف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید