addlehead

[ایالات متحده]/ˈædəlˌhed/
[بریتانیا]/ˈædəlˌhɛd/

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمقانه.
Word Forms

جملات نمونه

he's such an addlehead, he forgot our anniversary.

او آنقدر کندفکر است که سالگرد ازدواج ما را فراموش کرد.

don't call me an addlehead, i know what i'm doing!

من را کندفکر صدا نزن، می‌دانم چه کار می‌کنم!

that addlehead left the stove on again.

آن کندفکر دوباره اجاق گاز را روشن گذاشت.

he's such an addlehead, he can't even boil water.

او آنقدر کندفکر است که حتی نمی‌تواند آب بجوشاند.

stop calling me names, you addlehead!

دیگر اسم نامناسب برایم نیاور، ای کندفکر!

she thinks he's an addlehead because he always forgets things.

او فکر می‌کند که او کندفکر است زیرا همیشه چیزها را فراموش می‌کند.

don't be such an addlehead, use your brain!

آنقدر کندفکر نباش، از مغزت استفاده کن!

he's an addlehead when it comes to technology.

او در مورد فناوری کندفکر است.

you wouldn't believe the things that addlehead says.

نمی‌توانستی باور کنی چه چیزهایی آن کندفکر می‌گوید.

that addlehead is always getting into trouble.

آن کندفکر همیشه در حال ایجاد دردسر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید