dimwit

[ایالات متحده]/ˈdɪm.wɪt/
[بریتانیا]/ˈdɪm.wɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عنوان احمق یا احمق شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dimwit remark

اظهار نظر احمقانه

dimwit idea

ایده احمقانه

dimwit decision

تصمیم احمقانه

dimwit move

حرکت احمقانه

dimwit comment

نظریه احمقانه

dimwit behavior

رفتار احمقانه

dimwit mistake

اشتباه احمقانه

dimwit argument

استدلال احمقانه

dimwit question

پرسش احمقانه

dimwit statement

اظهارات احمقانه

جملات نمونه

don't be such a dimwit when making decisions.

وقتی تصمیم می‌گیرید، آنقدر احمقانه رفتار نکنید.

he called me a dimwit for forgetting his birthday.

او به من گفت که احمقانه رفتار کرده‌ام چون تولدش را فراموش کرده بودم.

even a dimwit can understand this simple concept.

حتی یک احمق هم می‌تواند این مفهوم ساده را بفهمد.

she felt like a dimwit for not studying harder.

او احساس می‌کرد که به خاطر نخواندن بیشتر، احمق بوده است.

stop acting like a dimwit and pay attention!

دست از انجام کارهای احمقانه بردارید و توجه کنید!

his dimwit comments made everyone laugh.

نظرات احمقانه او باعث خنده همه شد.

it's a dimwit move to ignore the warnings.

نادیده گرفتن هشدارها یک حرکت احمقانه است.

don't be a dimwit; think before you speak.

احمقانه رفتار نکنید؛ قبل از صحبت کردن فکر کنید.

he was acting like a dimwit during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک احمق رفتار می‌کرد.

being a dimwit won't help you succeed in life.

احمق بودن به شما کمک نمی‌کند در زندگی موفق شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید