numbskull

[ایالات متحده]/ˈnʌmskʌl/
[بریتانیا]/ˈnʌmskʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد احمق یا ابله

عبارات و ترکیب‌ها

numbskull idea

ایده احمقانه

numbskull move

حرکت احمقانه

numbskull mistake

اشتباه احمقانه

numbskull comment

نظری احمقانه

numbskull decision

تصمیم احمقانه

numbskull behavior

رفتار احمقانه

numbskull question

سوال احمقانه

numbskull remark

اظهار نظر احمقانه

numbskull choice

انتخاب احمقانه

numbskull plan

برنامه احمقانه

جملات نمونه

don't be a numbskull and forget your keys again.

این بار کلیدهایت را فراموش نکن، احمق نباش.

he acted like a numbskull during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک احمق رفتار کرد.

calling him a numbskull was unkind.

نامیدن او به احمق رفتار بی‌رحمانه بود.

she felt like a numbskull for missing the appointment.

او به دلیل غیبت در قرار ملاقات احساس احمق بودن کرد.

don't be such a numbskull; think before you act.

اینقدر احمق نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.

the numbskull forgot to bring the report.

احمق گزارش را برای آوردن فراموش کرد.

even a numbskull can understand this simple concept.

حتی یک احمق هم می‌تواند این مفهوم ساده را بفهمد.

he was called a numbskull for his poor decision.

او به دلیل تصمیم ضعیفش به عنوان یک احمق نامیده شد.

being a numbskull won't help you succeed.

احمق بودن به شما در رسیدن به موفقیت کمک نخواهد کرد.

she realized she was a numbskull for not studying.

او متوجه شد که به دلیل نخواندن درس‌ها احمق بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید