numbskull idea
ایده احمقانه
numbskull move
حرکت احمقانه
numbskull mistake
اشتباه احمقانه
numbskull comment
نظری احمقانه
numbskull decision
تصمیم احمقانه
numbskull behavior
رفتار احمقانه
numbskull question
سوال احمقانه
numbskull remark
اظهار نظر احمقانه
numbskull choice
انتخاب احمقانه
numbskull plan
برنامه احمقانه
don't be a numbskull and forget your keys again.
این بار کلیدهایت را فراموش نکن، احمق نباش.
he acted like a numbskull during the meeting.
او در طول جلسه مانند یک احمق رفتار کرد.
calling him a numbskull was unkind.
نامیدن او به احمق رفتار بیرحمانه بود.
she felt like a numbskull for missing the appointment.
او به دلیل غیبت در قرار ملاقات احساس احمق بودن کرد.
don't be such a numbskull; think before you act.
اینقدر احمق نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.
the numbskull forgot to bring the report.
احمق گزارش را برای آوردن فراموش کرد.
even a numbskull can understand this simple concept.
حتی یک احمق هم میتواند این مفهوم ساده را بفهمد.
he was called a numbskull for his poor decision.
او به دلیل تصمیم ضعیفش به عنوان یک احمق نامیده شد.
being a numbskull won't help you succeed.
احمق بودن به شما در رسیدن به موفقیت کمک نخواهد کرد.
she realized she was a numbskull for not studying.
او متوجه شد که به دلیل نخواندن درسها احمق بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید