demonstrate adeptness at
نشان دادن مهارت در
skill and adeptness
مهارت و توانایی
exceptional adeptness in
مهارت استثنایی در
she showed great adeptness in handling difficult clients.
او در برخورد با مشتریان دشتی مهارت فوق العاده ای نشان داد.
his adeptness at playing the piano was evident from a young age.
مهارت او در نواختن پیانو از سنین پایین آشکار بود.
years of practice honed her adeptness in writing code.
سالها تمرین مهارت او را در نوشتن کد تقویت کرد.
the team's adeptness at problem-solving was crucial to their success.
مهارت تیم در حل مسئله برای موفقیت آنها بسیار مهم بود.
a natural adeptness for languages made her a successful translator.
مهارت ذاتی او در زبانها باعث شد یک مترجم موفق باشد.
his adeptness in negotiation led to a favorable outcome.
مهارت او در مذاکره منجر به نتیجه مطلوب شد.
she displayed an adeptness for learning new things quickly.
او توانایی یادگیری سریع چیزهای جدید را نشان داد.
the artist's adeptness with color was truly remarkable.
مهارت هنرمند با رنگ واقعاً قابل توجه بود.
he lacked the adeptness to handle such a complex situation.
او فاقد مهارت لازم برای مقابله با چنین شرایط پیچیدهای بود.
her adeptness in public speaking helped her win over the audience.
مهارت او در سخنرانی در جمع به او کمک کرد تا مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید