adharma

[ایالات متحده]/əˈdɑːmə/
[بریتانیا]/əˈdɑːrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گناه؛ غیردینی؛ ناتوان

عبارات و ترکیب‌ها

spreading adharma

گسترش адharma

adharma prevails

ادҳарма حاکم است

pure adharma

ادҳарма خالص

adharma destroys

ادҳарма ویران می‌کند

adharma spreads

ادҳарма گسترش می‌یابد

adharma grows

ادҳарма رشد می‌کند

adharma unchecked

ادҳарма بدون کنترل

adharma abounds

ادҳарма فراوان است

adharma reigns

ادҳарма فرمان می‌راند

rejecting adharma

رد адharma

جملات نمونه

the king realized that ruling through adharma would eventually lead to the downfall of his kingdom.

شاه دریافت که حکومت کردن از طریق آدارما در نهایت منجر به سقوط پادشاهی او خواهد شد.

many philosophers argue that adharma in society creates a ripple effect that affects future generations.

بسیاری از فیلسوفان استدلال می‌کنند که آدارما در جامعه باعث ایجاد یک اثر آبشاری می‌شود که نسل‌های آینده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the ancient text warns that those who commit adharma will face karmic consequences in their next lives.

متن باستانی هشدار می‌دهد که کسانی که مرتکب آدارما می‌شوند، در زندگی بعدی خود با عواقب کارمایی روبرو خواهند شد.

during times of adharma, even the virtuous often struggle to maintain their moral standing.

در زمان‌های آدارما، حتی افراد با فضیلت اغلب برای حفظ جایگاه اخلاقی خود تلاش می‌کنند.

the sage advised his disciples to always choose dharma over adharma, even when faced with difficult decisions.

حکیم به شاگردانش توصیه کرد که همیشه به جای آدارما، دارما را انتخاب کنند، حتی زمانی که با تصمیمات دشواری روبرو هستند.

historical records show that civilizations that embraced adharma for too long eventually collapsed.

سوابق تاریخی نشان می‌دهد که تمدن‌هایی که برای مدت طولانی آدارما را پذیرفتند، در نهایت فروپاشیدند.

some believe that adharma can be defeated through collective action and unwavering commitment to truth.

برخی معتقدند که می‌توان آدارما را از طریق اقدام جمعی و تعهد непоколебимый به حقیقت شکست داد.

the teacher explained that adharma begins with small compromises and grows into major moral failures.

معلم توضیح داد که آدارما با سازش‌های کوچک آغاز می‌شود و به شکست‌های اخلاقی بزرگ تبدیل می‌شود.

citizens are encouraged to resist adharma by standing up for justice and speaking out against oppression.

شهروندان تشویق می‌شوند که با ایستادن برای عدالت و صحبت کردن در برابر ستم، در برابر آدارما مقاومت کنند.

in many spiritual traditions, adharma is seen as a temporary force that can never truly triumph over dharma.

در بسیاری از سنت‌های معنوی، آدارما به عنوان یک نیروی موقت دیده می‌شود که هرگز نمی‌تواند به طور کامل بر دارما غلبه کند.

the prince was torn between his loyalty to his father and his conscience, which told him that his father's actions were adharma.

شاهزاده بین وفاداری به پدرش و وجدانش که به او می‌گفت اعمال پدرش آدارما هستند، دوگانه بود.

modern society faces a unique challenge: adharma disguised as progress or necessity.

جامعه مدرن با یک چالش منحصر به فرد روبرو است: آدارما که به عنوان پیشرفت یا ضرورت پنهان شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید