advantaged

[ایالات متحده]/əd'væntɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن موقعیت سودمند یا بهره‌مندی از شرایط مطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

gaining an advantage

کسب برتری

جملات نمونه

children from less advantaged homes.

کودکانی که از خانه‌های با شرایط کمتر برخوردار هستند.

come from an advantaged background

از پس‌زمینهٔ با امتیاز بالا می‌آیند.

advantaged position in society

موقعیت برتر در جامعه

advantaged access to education

دسترسی برتر به آموزش

advantaged in terms of opportunities

از نظر فرصت‌ها، برتر هستند.

advantaged by their upbringing

به دلیل تربیتشان، برتر هستند.

advantaged by their connections

به دلیل ارتباطاتشان، برتر هستند.

advantaged in the job market

در بازار کار، برتر هستند.

advantaged by their skills

به دلیل مهارت‌هایشان، برتر هستند.

advantaged in the competition

در رقابت، برتر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید