affectionatenesses

[ایالات متحده]/ˌæfɛkʃənˈəsiz/
[بریتانیا]/ˌæfɛkʃənˈɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت محبت‌آمیز بودن؛ لطافت یا گرما در احساسات نسبت به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

expressions of affectionateness

عبارات محبت‌آمیز

displays of affectionateness

نشانه‌های محبت‌آمیز

manifestations of affectionateness

ظهور محبت‌آمیز

جملات نمونه

her affectionatenesses towards her pet dog were evident in every interaction.

اشتیاق او به سگ خانگی اش در هر تعامل آشکار بود.

his affectionatenesses for his family were unwavering, even during difficult times.

اشتیاق او به خانواده‌اش در طول زمان ثابت بود، حتی در زمان‌های سخت.

the children's affectionatenesses towards their grandparents were a heartwarming sight.

اشتیاق کودکان به پدربزرگ و مادربزرگشان صحنه‌ای دلگرم‌کننده بود.

her kindness and affectionatenesses made her a beloved friend to many.

مهربانی و اشتیاق او باعث شد که دوست مورد علاقه بسیاری از مردم باشد.

his affectionatenesses towards his work were evident in his dedication and passion.

اشتیاق او به کارش در تعهد و اشتیاق او آشکار بود.

the couple's affectionatenesses for each other deepened with time.

اشتیاق زوج به یکدیگر با گذشت زمان عمیق‌تر شد.

she expressed her affectionatenesses through thoughtful gestures and words of affirmation.

او اشتیاق خود را از طریق حرکات продуманных و کلمات تأیید بیان کرد.

their shared hobbies fostered a strong sense of affectionatenesses between them.

سرگرمی‌های مشترک آن‌ها حسی قوی از اشتیاق را بین آن‌ها تقویت کرد.

he showered his wife with affectionatenesses, making her feel cherished and loved.

او با اشتیاق همسرش را در آغوش گرفت و باعث شد احساس ارزشمند و دوست‌داشتنی بودن کند.

the artist's affectionatenesses for nature were reflected in their beautiful paintings.

اشتیاق هنرمند به طبیعت در نقاشی‌های زیبا او منعکس شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید