agrievances

[ایالات متحده]//əˈɡriːvənsɪz//
[بریتانیا]//əˈɡriːvənsɪz//

ترجمه

n. جمع از grievance؛ شکایت‌ها، ناراحتی‌ها یا دلایل ناراحتی که دلیل شکایت یا اعتراض محسوب می‌شوند.

جملات نمونه

many employees chose to air their grievances at the meeting.

بیشتر کارمندان تصمیم گرفتند که در جلسه دلایح خود را بیان کنند.

she decided to voice her grievances to the manager directly.

او تصمیم گرفت که دلایح خود را به مدیر به طور مستقیم بیان کند.

the union helped workers express their grievances effectively.

اتحادیه کارگران را در بیان دلایح خود به طور مؤثر کمک کرد.

customers can file grievances through the customer service portal.

مشتریان می‌توانند دلایح خود را از طریق درگاه خدمات مشتریان ارسال کنند.

citizens should register grievances with the local government.

شهروندان باید دلایح خود را با دولت محلی ثبت کنند.

the committee will address all grievances raised by residents.

کمیته تمام دلایحی که توسط ساکنین مطرح شده‌اند را بررسی خواهد کرد.

both parties worked hard to resolve their grievances peacefully.

هر دو طرف سخت تلاش کردند تا دلایح خود را به صورت صلح‌طلبانه حل کنند.

please list your grievances in writing and submit them.

لطفاً دلایح خود را به صورت نوشتاری فهرست دهید و آن‌ها را ارسال کنید.

the ombudsman is tasked to hear grievances from the public.

مأموریت دبیر عمومی این است که دلایح عمومی را شنیده و بررسی کند.

the company has a process to forward grievances to the appropriate department.

شرکت فرآیندی برای انتقال دلایح به بخش مناسب دارد.

he lodged formal grievances against his employer for unfair treatment.

او دلایح رسمی علیه کارفرما خود به دلیل درمان نابجا ثبت کرد.

the protest was driven by legitimate grievances about working conditions.

اعتراض به دلیل دلایح مشروع درباره شرایط کاری انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید