aground

[ایالات متحده]/ə'graʊnd/
[بریتانیا]/ə'ɡraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در ساحل گیر کرده
adj. گیر کرده، بر روی زمین

عبارات و ترکیب‌ها

run aground

بیفتد در آب

جملات نمونه

be aground at low water

در زمان جزر، در زیر آب نشستن

a ship that ran aground; a ship aground offshore.

کشتی که در ساحل به گل نشسته است؛ یک کشتی که در آب‌های کم‌عمق ساحلی به گل نشسته است.

Our ship ran aground in the fog.

کشتی ما در مه به گل نشست.

Vessel aground forward/amidships/aft/full length.

کشتی در قسمت جلویی/وسط/عقب/کل طول به گل نشسته است.

and fearing that they might run aground on the shallows of Syrtis, they let down the sea anchor and in this way let themselves be driven along.

و از ترس اینکه ممکن است بر روی آب‌های کم‌عمق سیرتی به گل بنشینند، لنگر دریایی را انداختند و به این ترتیب اجازه دادند که به جلو رانده شوند.

The ship ran aground on the rocks.

کشتی بر روی صخره‌ها به گل نشست.

The fishing boat got aground in shallow waters.

کشتی ماهیگیری در آب‌های کم‌عمق به گل نشست.

The stranded ship was stuck aground for days.

کشتی سرگردان برای چند روز در گل گیر بود.

The vessel went aground due to navigational error.

کشتی به دلیل خطای ناوبری به گل نشست.

The yacht was aground near the shore.

قایق تفریحی در نزدیکی ساحل به گل نشسته بود.

The rescue team helped pull the boat off the aground.

تیم نجات به بیرون کشیدن قایق از گل کمک کرد.

The cargo ship remained aground until high tide.

کشتی باری تا زمان جزر و مد بالا در گل باقی ماند.

The captain tried to steer the ship away from going aground.

کاپیتان سعی کرد کشتی را از به گل نشستن دور کند.

The navy vessel was sent to assist the ship aground.

کشتی نیروی دریایی برای کمک به کشتی به گل نشسته اعزام شد.

The coast guard was alerted about the ship aground.

نگهبانان ساحل از کشتی به گل نشسته مطلع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید