ailed

[ایالات متحده]/eɪld/
[بریتانیا]/ayd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به کسی احساس ناراحتی یا بیماری دادن؛ مریض شدن
n بیماری یا ناراحتی

جملات نمونه

his health has been ailing for months.

سلامتی‌اش برای ماه‌ها رو به وخامت بوده است.

the old car ailed with every bump in the road.

ماشین قدیمی با هر دست‌اندازی در جاده دچار مشکل می‌شد.

her business venture ailed due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، کسب و کار او دچار مشکل شد.

the company's profits have been ailing for the past year.

درآمد شرکت در سال گذشته رو به کاهش بوده است.

his failing eyesight ailed him in his daily tasks.

چشم‌های ضعیف او باعث مشکل در انجام کارهای روزمره او می‌شد.

the ailing economy forced many businesses to close.

اقتصاد رو به وخامت باعث شد بسیاری از مشاغل تعطیل شوند.

ailing plants need extra care and attention.

گیاهان رو به وخامت به مراقبت و توجه بیشتری نیاز دارند.

the ailing patient was rushed to the hospital.

بیمار رو به وخامت به سرعت به بیمارستان منتقل شد.

his ailing father needed constant care and support.

پدر رو به وخامت او به مراقبت و حمایت مداوم نیاز داشت.

despite his ailing health, he continued to work diligently.

با وجود سلامتی رو به وخامت، او به طور مداوم با تلاش کار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید