air-conditioner

[ایالات متحده]/ˈeə kənˌdɪʃənə/
[بریتانیا]/ˈer kənˌdɪʃənər/

ترجمه

n. دستگاهی که هوا را خنک و رطوبت‌زدایی می‌کند در یک اتاق یا ساختمان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

air-conditioner repair

تعمیر کولر

new air-conditioner

کولر جدید

air-conditioner unit

واحد کولر

air-conditioner price

قیمت کولر

air-conditioner blowing

کولری که باد می‌کند

air-conditioner installed

کولر نصب شده

air-conditioner filters

فیلترهای کولر

air-conditioner room

اتاق کولر

air-conditioner working

کولر در حال کار کردن

air-conditioner purchase

خرید کولر

جملات نمونه

the air-conditioner hummed quietly in the stuffy room.

کولر به آرامی در اتاق خفه و گرم کار می‌کرد.

we bought a new, energy-efficient air-conditioner last week.

هفته گذشته یک کولر جدید و کم‌مصرف خریدیم.

the air-conditioner needs servicing before the summer heat arrives.

قبل از رسیدن گرمای تابستان، کولر نیاز به سرویس دارد.

i love the cool air blowing from the air-conditioner on a hot day.

من عاشق هوای خنکی هستم که در یک روز گرم از کولر می‌وزد.

the air-conditioner unit is located outside the back window.

واحد کولر در خارج از پنجره پشتی قرار دارد.

make sure to clean the air-conditioner filter regularly.

مطمئن شوید که فیلتر کولر را به طور منظم تمیز می‌کنید.

the electricity bill was high because of the air-conditioner usage.

به دلیل استفاده از کولر، قبض برق بالا بود.

we set the air-conditioner to 25 degrees celsius.

ما کولر را روی 25 درجه سانتی‌گراد تنظیم کردیم.

the air-conditioner stopped working during the heatwave.

در طول موج گرما، کولر از کار افتاد.

the sound of the air-conditioner lulled me to sleep.

صدای کولر من را به خواب برد.

we need to repair the air-conditioner before guests arrive.

ما باید کولر را قبل از ورود مهمانان تعمیر کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید