airt

[ایالات متحده]/aɪərt/
[بریتانیا]/ahrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جهت، سمت (اسکاتلندی)
Word Forms
جمعairts

عبارات و ترکیب‌ها

airt of expertise

مهارت در تخصص

know the airt

دانستن مهارت

airt and craft

مهارت و هنر

جملات نمونه

the artist captured the airt of movement in his paintings.

هنرمند توانایی به تصویر کشیدن هنر حرکت در نقاشی‌هایش را داشت.

she had a natural airt for languages.

او استعداد ذاتی برای زبان‌ها داشت.

he possessed an undeniable airt about him.

او دارای نوعی استعداد انکارناپذیر بود.

the musician's airt was evident in the soulful melody.

استعداد موسیقی‌دان در ملودی دلنشین آشکار بود.

her airt for storytelling captivated her audience.

استعداد او در تعریف داستان مخاطبانش را مجذوب خود کرد.

the actor's airt shone through in his portrayal of the character.

استعداد بازیگر در تصویرسازی او از شخصیت به خوبی نمایان بود.

he had a certain airt that made him stand out from the crowd.

او دارای نوعی استعداد بود که باعث می‌شد از جمعیت متمایز شود.

the writer's airt for weaving intricate plots was remarkable.

استعداد نویسنده در بافتن طرح‌های پیچیده قابل توجه بود.

her airt for fashion design was evident in her unique creations.

استعداد او در طراحی مد در آثار منحصر به فردش آشکار بود.

the architect's airt was displayed in the building's elegant design.

استعداد معمار در طراحی ظریف ساختمان به نمایش گذاشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید