aitchbone

[ایالات متحده]/eɪtʃbəʊn/
[بریتانیا]/aytʃbohn/

ترجمه

n. استخوان لگن یک حیوان، به ویژه گاو؛ قسمت گوشتی انتهای عقبی یک حیوان، به ویژه گاو.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

aitchbone story

داستان استخوان لگنی

aitchbone-related issues

مشکلات مربوط به استخوان لگنی

aitchbone fracture

شکستگی استخوان لگنی

aitchbone pain

درد استخوان لگنی

aitchbone surgery

جراحی استخوان لگنی

aitchbone structure

ساختار استخوان لگنی

aitchbone development

توسعه استخوان لگنی

strong aitchbone

استخوان لگنی قوی

جملات نمونه

the aitchbone is a common bone in human anatomy.

استخوان ایچ‌بون یک استخوان رایج در آناتومی انسان است.

she dislocated her aitchbone during the fall.

او در حین سقوط، استخوان ایچ‌بون خود را در رفت.

a fracture of the aitchbone can be very painful.

شکستگی استخوان ایچ‌بون می‌تواند بسیار دردناک باشد.

the doctor examined her aitchbone for any signs of injury.

پزشک استخوان ایچ‌بون او را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

physical therapy can help strengthen the muscles around the aitchbone.

فیزیوتراپی می‌تواند به تقویت عضلات اطراف استخوان ایچ‌بون کمک کند.

the athlete's aitchbone was surgically repaired after the accident.

استخوان ایچ‌بون ورزشکار پس از حادثه به طور جراحی ترمیم شد.

a broken aitchbone often requires a cast or sling for immobilization.

شکستگی استخوان ایچ‌بون اغلب نیاز به گچ یا اسلینگ برای بی‌حرکتی دارد.

the aitchbone is essential for lifting, throwing, and reaching.

استخوان ایچ‌بون برای بلند کردن، پرتاب کردن و دسترسی ضروری است.

proper care of the aitchbone can prevent future injuries.

مراقبت مناسب از استخوان ایچ‌بون می‌تواند از آسیب‌های آینده جلوگیری کند.

the doctor explained the anatomy of the aitchbone to the patient.

پزشک آناتومی استخوان ایچ‌بون را به بیمار توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید