| جمع | alatas |
the scientist calibrated the alata precisely for the experiment.
دانشمند دستگاه الاتا را به طور دقیق برای آزمایش تنظیم کرد.
modern medicine relies on sophisticated alata for diagnosis.
پزشکی مدرن به دستگاههای الاتا پیچیده برای تشخیص وابسته است.
engineers developed a new alata for measuring pressure.
مهندسان یک دستگاه الاتا جدید برای اندازه گیری فشار توسعه دادند.
the laboratory purchased several advanced alata last month.
آزمایشگاه ماه گذشته چند دستگاه الاتا پیشرفته خریداری کرد.
field researchers need reliable alata for data collection.
پژوهشگران میدانی به دستگاههای الاتا قابل اعتماد برای جمع آوری دادهها نیاز دارند.
the mechanic examined the alata carefully before the test.
تکنسیان قبل از آزمایش دستگاه الاتا را با دقت بررسی کرد.
precision alata are essential for quality control in manufacturing.
دستگاههای الاتا با دقت بالا برای کنترل کیفیت در تولید ضروری هستند.
students learned to operate the alata during the training session.
دانشجویان در جلسه آموزشی یاد گرفتند که چگونه دستگاه الاتا را به کار ببرند.
the technician calibrated the alata according to manufacturer specifications.
تکنسیان دستگاه الاتا را مطابق با مشخصات سازنده تنظیم کرد.
weather monitoring stations use specialized alata for tracking storms.
ایستگاههای پایش آب و هوا از دستگاههای الاتا متخصص برای پیگیری بارشها استفاده میکنند.
archaeologists employ delicate alata to excavate ancient artifacts.
مردم شناسان از دستگاههای الاتا حساس برای حفاری اشیاء باستانی استفاده میکنند.
the research team depends on accurate alata for their findings.
تیم پژوهشی به دستگاههای الاتا دقیق برای یافتههای خود وابسته است.
the scientist calibrated the alata precisely for the experiment.
دانشمند دستگاه الاتا را به طور دقیق برای آزمایش تنظیم کرد.
modern medicine relies on sophisticated alata for diagnosis.
پزشکی مدرن به دستگاههای الاتا پیچیده برای تشخیص وابسته است.
engineers developed a new alata for measuring pressure.
مهندسان یک دستگاه الاتا جدید برای اندازه گیری فشار توسعه دادند.
the laboratory purchased several advanced alata last month.
آزمایشگاه ماه گذشته چند دستگاه الاتا پیشرفته خریداری کرد.
field researchers need reliable alata for data collection.
پژوهشگران میدانی به دستگاههای الاتا قابل اعتماد برای جمع آوری دادهها نیاز دارند.
the mechanic examined the alata carefully before the test.
تکنسیان قبل از آزمایش دستگاه الاتا را با دقت بررسی کرد.
precision alata are essential for quality control in manufacturing.
دستگاههای الاتا با دقت بالا برای کنترل کیفیت در تولید ضروری هستند.
students learned to operate the alata during the training session.
دانشجویان در جلسه آموزشی یاد گرفتند که چگونه دستگاه الاتا را به کار ببرند.
the technician calibrated the alata according to manufacturer specifications.
تکنسیان دستگاه الاتا را مطابق با مشخصات سازنده تنظیم کرد.
weather monitoring stations use specialized alata for tracking storms.
ایستگاههای پایش آب و هوا از دستگاههای الاتا متخصص برای پیگیری بارشها استفاده میکنند.
archaeologists employ delicate alata to excavate ancient artifacts.
مردم شناسان از دستگاههای الاتا حساس برای حفاری اشیاء باستانی استفاده میکنند.
the research team depends on accurate alata for their findings.
تیم پژوهشی به دستگاههای الاتا دقیق برای یافتههای خود وابسته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید