alchemize

[ایالات متحده]/ˈæl.kɪ.maɪz/
[بریتانیا]/ˌæl.kə.maɪz/

ترجمه

vبرای تبدیل چیزی، معمولاً با استفاده از یک فرآیند جادویی یا کیمیاگری؛ برای تغییر ماهیت یا کیفیت چیزی.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردalchemizes
صفت یا فعل حال استمراریalchemizing
زمان گذشتهalchemized
قسمت سوم فعلalchemized

جملات نمونه

the company aims to alchemize data into actionable insights.

شرکت هدف دارد داده‌ها را به بینش‌های قابل اجرا تبدیل کند.

she seeks to alchemize her passion for writing into a successful career.

او به دنبال این است تا اشتیاق خود به نوشتن را به یک شغل موفق تبدیل کند.

the chef tried to alchemize ordinary ingredients into gourmet dishes.

سرآشپز سعی کرد مواد اولیه معمولی را به غذاهای گوروته تبدیل کند.

artists often strive to alchemize their emotions into powerful works of art.

هنرمندان اغلب تلاش می‌کنند احساسات خود را به آثار هنری قدرتمند تبدیل کنند.

he hoped to alchemize his frustration into productive energy.

او امیدوار بود که ناامیدی خود را به انرژی سازنده تبدیل کند.

the magician claimed to be able to alchemize lead into gold.

جادوگر ادعا کرد که قادر است سرب را به طلا تبدیل کند.

the scientist sought to alchemize the elements for a breakthrough in energy.

دانشمند به دنبال این بود که عناصر را برای یک پیشرفت در انرژی تبدیل کند.

he believed that education could alchemize ignorance into knowledge.

او معتقد بود که آموزش می‌تواند نادانی را به دانش تبدیل کند.

the alchemist sought to alchemize the mundane into the extraordinary.

المان جستجو کرد تا معمولی را به غیرمعمولی تبدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید