the alcoba
اتاق خواب
mi alcoba
اتاق خواب من
tu alcoba
اتاق خواب تو
alcoba principal
اتاق خواب اصلی
la alcoba
اتاق خواب
su alcoba
اتاق خواب او
alcoba grande
اتاق خواب بزرگ
alcoba pequeña
اتاق خواب کوچک
las alcobas
اتاقهای خواب
una alcoba
یک اتاق خواب
the master alcoba overlooks the garden.
اولکوبا مالک خانه بر روی باغ نظاره میکند.
she decorated her alcoba with antique furniture.
او اولکوبا خود را با مبلمان باستانی تزیین کرد.
the alcoba was spacious and well-lit.
اولکوبا گسترده و نورخیز بود.
they shared an alcoba during their vacation.
آنها در طول تعطیلات خود یک اولکوبا را با هم به اشتراک گذاشتند.
the hotel has luxurious alcobas with ocean views.
هتل اولکوبهای لوکس با دید به دریا دارد.
a comfortable bed is essential for any alcoba.
یک تخت راحت برای هر اولکوبا ضروری است.
the old house had a small but cozy alcoba.
خانه قدیمی یک اولکوبا کوچک اما آرام داشت.
she entered the alcoba quietly so as not to wake anyone.
او به آرامی به اولکوبا وارد شد تا هیچ کسی را بیدار نکند.
the alcoba doors opened onto a private balcony.
درهاي اولکوبا به یک تراس خصوصی باز میشدند.
he furnished his alcoba with minimalistic design.
او اولکوبا خود را با طراحی مینیمالیستی تجهیز کرد.
the alcoba ceiling had beautiful wooden beams.
سقف اولکوبا دهانههای چوبی زیبایی داشت.
morning light floods into the alcoba through large windows.
نور صبح از پنجرههای بزرگ به اولکوبا جاری میشود.
the alcoba
اتاق خواب
mi alcoba
اتاق خواب من
tu alcoba
اتاق خواب تو
alcoba principal
اتاق خواب اصلی
la alcoba
اتاق خواب
su alcoba
اتاق خواب او
alcoba grande
اتاق خواب بزرگ
alcoba pequeña
اتاق خواب کوچک
las alcobas
اتاقهای خواب
una alcoba
یک اتاق خواب
the master alcoba overlooks the garden.
اولکوبا مالک خانه بر روی باغ نظاره میکند.
she decorated her alcoba with antique furniture.
او اولکوبا خود را با مبلمان باستانی تزیین کرد.
the alcoba was spacious and well-lit.
اولکوبا گسترده و نورخیز بود.
they shared an alcoba during their vacation.
آنها در طول تعطیلات خود یک اولکوبا را با هم به اشتراک گذاشتند.
the hotel has luxurious alcobas with ocean views.
هتل اولکوبهای لوکس با دید به دریا دارد.
a comfortable bed is essential for any alcoba.
یک تخت راحت برای هر اولکوبا ضروری است.
the old house had a small but cozy alcoba.
خانه قدیمی یک اولکوبا کوچک اما آرام داشت.
she entered the alcoba quietly so as not to wake anyone.
او به آرامی به اولکوبا وارد شد تا هیچ کسی را بیدار نکند.
the alcoba doors opened onto a private balcony.
درهاي اولکوبا به یک تراس خصوصی باز میشدند.
he furnished his alcoba with minimalistic design.
او اولکوبا خود را با طراحی مینیمالیستی تجهیز کرد.
the alcoba ceiling had beautiful wooden beams.
سقف اولکوبا دهانههای چوبی زیبایی داشت.
morning light floods into the alcoba through large windows.
نور صبح از پنجرههای بزرگ به اولکوبا جاری میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید