alcoholized

[ایالات متحده]/ˌælkoʊˈlaɪzd/
[بریتانیا]/ˌalkəˈlaɪzd/

ترجمه

v الکل را تهیه یا درمان کردن؛ به خواص الکلی آغشته کردن؛ به الکل تبدیل شدن یا شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

alcoholized beverage

نوشیدنی الکلی

alcoholized fruit

میوه الکلی

alcoholized cherries

گیلاسی الکلی

alcoholized nuts

آجیل الکلی

alcoholized cream liqueur

شراب خامه الکلی

alcoholized ginger beer

بیره زنجبیل الکلی

alcoholized popsicles

یخ‌چشمه‌های الکلی

alcoholized gummy bears

خرس‌های گומי الکلی

alcoholized chocolate

شکلات الکلی

alcoholized ice cream

آیس‌کریم الکلی

جملات نمونه

the experiment resulted in an alcoholized solution.

آزمایش منجر به یک محلول الکلی شد.

the fruit was alcoholized for preservation.

میوه برای حفظ، الکلی شد.

the artist used an alcoholized medium for their painting.

هنرمند از یک محیط الکلی برای نقاشی خود استفاده کرد.

the wood was alcoholized to prevent rot.

چوب برای جلوگیری از پوسیدگی، الکلی شد.

the historical document was alcoholized for preservation.

سند تاریخی برای حفظ، الکلی شد.

alcoholized samples were used in the chemical analysis.

نمونه‌های الکلی در تجزیه و تحلیل شیمیایی استفاده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید