allay

[ایالات متحده]/əˈleɪ/
[بریتانیا]/əˈleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تسکین دادن; آسان کردن; آرام کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

allay fears

کاهش ترس

allay concerns

کاهش نگرانی‌ها

جملات نمونه

could not allay the outreach of human intellect.

نتوانست مانع از گسترش ذهن انسان شود.

the report attempted to educate the public and allay fears.

گزارش تلاش کرد تا مردم را آموزش دهد و ترس ها را کاهش دهد.

His fever was allayed by the medicine.

تب او با دارو بهبود یافت.

allay back pains.See Synonyms at relieve

کاهش درد کمر. برای مترادف ها به تسکین مراجعه کنید.

allayed the fears of the worried citizens.

ترس های شهروندان نگران را کاهش داد.

They are trying to allay public fears about the spread of the disease.

آنها در تلاشند تا ترس های عمومی را در مورد گسترش بیماری کاهش دهند.

some stale figs partly allayed our hunger.

برخی از انجیرهای کهنه گرسنگی ما را تا حدودی کاهش دادند.

The police tried to allay her fears but failed.

پلیس سعی کرد ترس های او را کاهش دهد اما موفق نشد.

His fever is allayed, but his appetite is still flatted.

تب او کاهش یافته است، اما اشتهای او هنوز کم است.

Despite its condescension toward the Bennet family, the letter begins to allay Elizabeth’s prejudice against Darcy.

با وجود پستی و زشتی آن نسبت به خانواده بنت، نامه شروع به کاهش تعصب الیزابت نسبت به دارسی می کند.

Therefore one should know the prajnaparamita as the great spell, the spell of great knowledge, the utmost spell, the unequalled spell, allayer of all suffering, in truth -- for what could go wrong ?

بنابراین باید دانش پراجناپرامیت را به عنوان طلسم بزرگ، طلسم دانش بزرگ، طلسم برتر، طلسم بی‌نظیر، کاهنده تمام رنج‌ها، در حقیقت شناخت - چه چیزی می تواند اشتباه برود؟

نمونه‌های واقعی

My fears that they might be too hardened by life and cynical were quickly allayed.

ترس من که ممکن بود زندگی آنها بیش از حد سخت و بدبینانه باشد، به سرعت برطرف شد.

منبع: New Century College English Comprehensive Course (2nd Edition) Volume 2

Mr. Biden has yet to allay concerns about the most contentious aspects of his career.

آقای بایدن هنوز نگرانی‌ها در مورد بحث‌برانگیزترین جنبه‌های زندگی حرفه‌ای خود را رفع نکرده است.

منبع: New York Times

The tumult of Elizabeth's mind was allayed by this conversation.

آرامش ذهن الیزابت با این گفتگو برطرف شد.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

And what she wants is to kind of allay the concerns of many members of Parliament on this withdrawal agreement.

و آنچه می‌خواهد این است که تا حدودی نگرانی‌های بسیاری از اعضای پارلمان را در مورد توافق خروج رفع کند.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

Serwer says he is not sure Kerry will be able to allay concerned Gulf allies

سرور می‌گوید مطمئن نیست که کری بتواند متحدان خلیج‌فارس نگران را آرام کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Orr tried to allay concerns. “Right now there is nothing for sale, including Howdy Doody, ” he said.

اور سعی کرد نگرانی‌ها را کاهش دهد. «در حال حاضر هیچ چیز برای فروش وجود ندارد، از جمله هاودی دودای،» او گفت.

منبع: VOA Standard July 2013 Collection

Meanwhile, IAEA Director General Rafael Grossi has visited South Korea to allay concerns over the discharge of contaminated water.

در همین حال، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، از کره جنوبی بازدید کرد تا نگرانی‌ها در مورد تخلیه آب آلوده را کاهش دهد.

منبع: CRI Online July 2023 Collection

Do we exploit that anxiety or do we allay it?

آیا ما از آن اضطراب بهره‌برداری می‌کنیم یا آن را کاهش می‌دهیم؟

منبع: Complete English Speech Collection

The hope allayed his anger a little.

امید کمی خشم او را فرو نشاند.

منبع: Adam Bede (Volume 3)

So the doctor read a lot of allegories or jokes to allay his pain.

بنابراین پزشک داستان‌های مصور یا لطیفه‌های زیادی خواند تا درد او را کاهش دهد.

منبع: Pan Pan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید