allays

[ایالات متحده]/əˈleɪ/
[بریتانیا]/əˈleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش یا تسکین دادن (اضطراب، ترس، شک و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

allay fears

کاهش ترس

allay concerns

کاهش نگرانی‌ها

allays anxiety

کاهش اضطراب

allays suspicion

کاهش شک

allay doubts

رفع تردید

allaying worries

کاهش نگرانی‌ها

to allay tempers

برای کاهش خشم

allays the anger

خشم را کاهش می‌دهد

جملات نمونه

the soft music allays her anxiety.

موسیقی ملایم اضطراب او را کاهش می‌دهد.

her soothing words allays his fears.

کلمات آرام‌بخش او ترس‌های او را کاهش می‌دهد.

his calm demeanor allays the tension in the room.

رفتار آرام او تنش را در اتاق کاهش می‌دهد.

the presence of a security guard allays concerns about safety.

حضور یک نگهبان نگرانی در مورد ایمنی را کاهش می‌دهد.

a warm bath can allays muscle soreness.

حمام گرم می‌تواند درد عضلانی را کاهش دهد.

the news allays their worries about the project's success.

اخبار نگرانی‌های آن‌ها را در مورد موفقیت پروژه کاهش می‌دهد.

listening to nature sounds can allays stress.

گوش دادن به صداهای طبیعت می‌تواند استرس را کاهش دهد.

the doctor's explanation allays the patient's fears about surgery.

توضیحات پزشک ترس بیمار را در مورد جراحی کاهش می‌دهد.

a good night's sleep allays fatigue.

خواب شبانه خوب می‌تواند خستگی را کاهش دهد.

the promise of a reward allays their resistance.

وعده پاداش مقاومت آن‌ها را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید