alles klar
همه چیز درست است
alles gut
همه چیز خوب است
alles neu
همه چیز جدید است
alles anders
همه چیز متفاوت است
alles verändert
همه چیز تغییر کرده است
alles möglich
همه چیز ممکن است
alles wird gut
همه چیز خوب خواهد شد
alles in allem
به طور کلی
alles oder nichts
همه یا هیچ چیز
alles ging verloren
همه چیز از دست رفته است
everything is ready for the party tonight.
همه چیز برای جشن امروز آماده شده است.
she knows everything about ancient history.
او درباره تاریخ باستان همه چیز را می داند.
he lost everything in the fire last year.
او سال گذشته در آتش همه چیز را از دست داد.
the movie changed everything for the young actress.
فیلم همه چیز را برای بازیگر جوان تغییر داد.
money isn't everything, but it helps a lot.
پول همه چیز نیست، اما بسیار کمک می کند.
we discussed everything from politics to sports.
ما از سیاست تا ورزش همه چیز را بحث کردیم.
the news upset everything we had planned.
خبر همه چیزی که برنامه ریزی کرده بودیم را به هم زد.
she means everything to her family.
او برای خانواده اش همه چیز است.
everything happens for a reason, they say.
آنها می گویند که هر چیز به دلیلی اتفاق می افتد.
the restaurant has everything on the menu.
رستوران همه چیزی را که در منو وجود دارد دارد.
when he smiled, she forgot everything.
وقتی او لبخند زد، او همه چیز را فراموش کرد.
everything seems possible on a day like this.
در یک روز مانند این، هر چیز ممکن به نظر می رسد.
they have everything in common except their ages.
آنها همه چیز را به جز سن خود به اشتراک می گذارند.
alles klar
همه چیز درست است
alles gut
همه چیز خوب است
alles neu
همه چیز جدید است
alles anders
همه چیز متفاوت است
alles verändert
همه چیز تغییر کرده است
alles möglich
همه چیز ممکن است
alles wird gut
همه چیز خوب خواهد شد
alles in allem
به طور کلی
alles oder nichts
همه یا هیچ چیز
alles ging verloren
همه چیز از دست رفته است
everything is ready for the party tonight.
همه چیز برای جشن امروز آماده شده است.
she knows everything about ancient history.
او درباره تاریخ باستان همه چیز را می داند.
he lost everything in the fire last year.
او سال گذشته در آتش همه چیز را از دست داد.
the movie changed everything for the young actress.
فیلم همه چیز را برای بازیگر جوان تغییر داد.
money isn't everything, but it helps a lot.
پول همه چیز نیست، اما بسیار کمک می کند.
we discussed everything from politics to sports.
ما از سیاست تا ورزش همه چیز را بحث کردیم.
the news upset everything we had planned.
خبر همه چیزی که برنامه ریزی کرده بودیم را به هم زد.
she means everything to her family.
او برای خانواده اش همه چیز است.
everything happens for a reason, they say.
آنها می گویند که هر چیز به دلیلی اتفاق می افتد.
the restaurant has everything on the menu.
رستوران همه چیزی را که در منو وجود دارد دارد.
when he smiled, she forgot everything.
وقتی او لبخند زد، او همه چیز را فراموش کرد.
everything seems possible on a day like this.
در یک روز مانند این، هر چیز ممکن به نظر می رسد.
they have everything in common except their ages.
آنها همه چیز را به جز سن خود به اشتراک می گذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید