| زمان گذشته | alliterated |
| قسمت سوم فعل | alliterated |
| شکل سوم شخص مفرد | alliterates |
| صفت یا فعل حال استمراری | alliterating |
alliterate aloud
تکرار آوایی با صدای بلند
alliterate intentionally
تکرار آوایی عمدی
alliterate smoothly
تکرار آوایی روان
she alliterated smoothly through her speech.
او به طور روان از طریق سخنرانی خود، هم آواسازی کرد.
the author alliterated the names of her characters for emphasis.
نویسنده برای تاکید، نام شخصیت های خود را هم آواسازی کرد.
he alliterated his way through a list of items.
او از طریق یک لیست از اقلام، هم آواسازی کرد.
the poet alliterated the sounds of nature in her verses.
شاعر، صداهای طبیعت را در شعر خود هم آواسازی کرد.
the children alliterated their names in a silly game.
کودکان نام های خود را در یک بازی احمقانه هم آواسازی کردند.
alliterate aloud
تکرار آوایی با صدای بلند
alliterate intentionally
تکرار آوایی عمدی
alliterate smoothly
تکرار آوایی روان
she alliterated smoothly through her speech.
او به طور روان از طریق سخنرانی خود، هم آواسازی کرد.
the author alliterated the names of her characters for emphasis.
نویسنده برای تاکید، نام شخصیت های خود را هم آواسازی کرد.
he alliterated his way through a list of items.
او از طریق یک لیست از اقلام، هم آواسازی کرد.
the poet alliterated the sounds of nature in her verses.
شاعر، صداهای طبیعت را در شعر خود هم آواسازی کرد.
the children alliterated their names in a silly game.
کودکان نام های خود را در یک بازی احمقانه هم آواسازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید