alliterate

[ایالات متحده]/ˌælɪˈtɛreɪt/
[بریتانیا]/ˌæləˈtɛreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای استفاده از تکرار صامت، تکرار همان صداها در ابتدای کلمات در یک عبارت یا جمله؛ نوشتن یا صحبت کردن با استفاده از تکرار صامت.
Word Forms
زمان گذشتهalliterated
قسمت سوم فعلalliterated
شکل سوم شخص مفردalliterates
صفت یا فعل حال استمراریalliterating

عبارات و ترکیب‌ها

alliterate aloud

تکرار آوایی با صدای بلند

alliterate intentionally

تکرار آوایی عمدی

alliterate smoothly

تکرار آوایی روان

جملات نمونه

she alliterated smoothly through her speech.

او به طور روان از طریق سخنرانی خود، هم آواسازی کرد.

the author alliterated the names of her characters for emphasis.

نویسنده برای تاکید، نام شخصیت های خود را هم آواسازی کرد.

he alliterated his way through a list of items.

او از طریق یک لیست از اقلام، هم آواسازی کرد.

the poet alliterated the sounds of nature in her verses.

شاعر، صداهای طبیعت را در شعر خود هم آواسازی کرد.

the children alliterated their names in a silly game.

کودکان نام های خود را در یک بازی احمقانه هم آواسازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید