allmouths

[ایالات متحده]/ɔːl,mʌθs/
[بریتانیا]/ɑːl,məʊθz/

ترجمه

n. شکل جمع allmouth، اشاره به نوعی ماهی صید کننده.

جملات نمونه

the allmouths were buzzing with excitement about the upcoming festival.

همه دهان‌ها با هیجان در مورد جشنواره آینده صحبت می‌کردند.

she could hear allmouths whispering behind her back.

او می‌توانست بشنود که دهان‌ها پشت سرش زمزمه می‌کنند.

the news spread through allmouths like wildfire.

این خبر مانند یک آتش‌سوزی در میان دهان‌ها پخش شد.

allmouths were agog at the magician's performance.

دهان‌ها با دیدن اجرای شعبده‌باز متحیر شده بودند.

there was a chorus of allmouths agreeing with her proposal.

گروهی از دهان‌ها با پیشنهاد او موافق بودند.

the silence was broken by the sudden roar of allmouths.

سکوت با فریاد ناگهانی دهان‌ها شکسته شد.

allmouths were clamoring for his autograph.

دهان‌ها برای گرفتن امضای او هجوم آوردند.

the announcement was met with a mixed chorus of allmouths.

این اعلامیه با واکنش‌های مختلف دهان‌ها روبرو شد.

allmouths were filled with anticipation for the grand finale.

دهان‌ها با انتظار برای فینال بزرگ پر شده بودند.

the room was abuzz with allmouths discussing the latest news.

اتاق پر از دهان‌هایی بود که در مورد آخرین اخبار صحبت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید