allying

[ایالات متحده]/ˈælɪaɪ.ŋ/
[بریتانیا]/ˈælaɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تشکیل یک اتحاد یا ایجاد یک پیمان با کسی برای منافع متقابل.

عبارات و ترکیب‌ها

allying with enemies

ائتلاف با دشمنان

allying despite differences

ائتلاف با وجود تفاوت‌ها

جملات نمونه

they are allying with their rivals to win the election.

آنها برای برنده شدن در انتخابات با رقبای خود متحد می‌شوند.

the two companies are allying to develop a new technology.

دو شرکت برای توسعه یک فناوری جدید با هم متحد می‌شوند.

countries are allying to combat climate change.

کشورها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی با هم متحد می‌شوند.

she is allying with her friends to start a business.

او برای شروع یک کسب و کار با دوستان خود متحد می‌شود.

the rebels were allying with local tribes for support.

شورشیان برای حمایت از قبایل محلی با آنها متحد شدند.

they are allying their forces to defeat the enemy.

آنها برای شکست دادن دشمن نیروهای خود را متحد می‌کنند.

the political parties are allying for a common cause.

احزاب سیاسی برای یک هدف مشترک متحد می‌شوند.

he is allying himself with powerful figures in the industry.

او خود را با چهره‌های قدرتمند در صنعت متحد می‌کند.

the scientists are allying to find a cure for the disease.

دانشمندان برای یافتن درمانی برای بیماری با هم متحد می‌شوند.

they were allying with each other against their common enemy.

آنها در برابر دشمن مشترک خود با یکدیگر متحد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید