amauroses

[ایالات متحده]/əˈmaʊroʊsiːz/
[بریتانیا]/əˌmɛ.roʊˈsiːz/

ترجمه

n. شرایطی از اختلال در بینایی، به‌ویژه کوری جزئی یا کامل ناشی از آسیب به شبکیه یا عصب بینایی.

عبارات و ترکیب‌ها

age-related amauroses

خارمزه‌هاي مرتبط با سن

central amauroses

خارمزه‌های مرکزی

diabetic amauroses

خارمزه‌های دیابتی

early amauroses detection

تشخیص زودهنگام خارمزه‌ها

progressive amauroses

خارمزه‌های پیشرونده

treatment of amauroses

درمان خارمزه‌ها

جملات نمونه

the doctor diagnosed her with amaurosis, a condition that affects vision.

پزشک او را به آماوروزیس تشخیص داد، وضعیتی که بینایی را تحت تاثیر قرار می دهد.

amaurosis can be caused by various factors, including diabetes and aging.

آماوروزیس می تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله دیابت و پیری باشد.

he experienced gradual vision loss due to amaurosis.

او به دلیل آماوروزیس دچار کاهش تدریجی بینایی شد.

amaurosis often leads to blurry or dim vision.

آماوروزیس اغلب منجر به تاری یا کم شدن دید می شود.

there are surgical treatments available for people with amaurosis.

جراحی هایی برای افراد مبتلا به آماوروزیس وجود دارد.

early detection and treatment of amaurosis can help preserve vision.

تشخیص و درمان زودهنگام آماوروزیس می تواند به حفظ بینایی کمک کند.

amaurosis can significantly impact a person's quality of life.

آماوروزیس می تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

the condition affects both eyes in most cases of amaurosis.

در بیشتر موارد آماوروزیس، این وضعیت هر دو چشم را تحت تاثیر قرار می دهد.

research continues to explore new treatments for amaurosis.

تحقیقات برای کشف درمان های جدید برای آماوروزیس ادامه دارد.

amaurosis is a common eye condition that can be managed effectively.

آماوروزیس یک بیماری چشمی شایع است که می تواند به طور موثر مدیریت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید