ambulation

[ایالات متحده]/æmˌbjuːˈleɪʃən/
[بریتانیا]/amˌbjuːˈleɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل راه رفتن یا حرکت کردن؛ بلند شدن از تخت و حرکت کردن.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

ambulation assistance

کمک در راه رفتن

normal ambulation

راه رفتن طبیعی

restored ambulation

بهبود یافتن راه رفتن

ambulation pattern analysis

تجزیه و تحلیل الگوی راه رفتن

limited ambulation

محدودیت در راه رفتن

ambulation impairment

اختلال در راه رفتن

assisted ambulation

راه رفتن با کمک

supervised ambulation

راه رفتن تحت نظارت

جملات نمونه

the patient's ambulation was monitored closely after surgery.

رفت و آمد بیمار پس از جراحی به دقت کنترل می شد.

physical therapy helped improve her ambulation.

فیزیوتراپی به بهبود راه رفتن او کمک کرد.

ambulation aids can assist those with mobility issues.

وسایل کمک به راه رفتن می توانند به کسانی که مشکلات حرکتی دارند کمک کنند.

the doctor ordered ambulation every two hours.

پزشک دستور داد که هر دو ساعت راه برود.

he regained his ambulation after months of rehabilitation.

او پس از ماه ها توانبخشی توانست دوباره راه برود.

ambulation is an important part of recovery for many injuries.

راه رفتن بخش مهمی از بهبودی بسیاری از آسیب ها است.

the nurse encouraged ambulation to prevent blood clots.

پرستار برای جلوگیری از لخته شدن خون، راه رفتن را تشویق کرد.

early ambulation can help reduce the risk of complications.

راه رفتن زودهنگام می تواند به کاهش خطر عوارس کمک کند.

his ambulation was slow and unsteady at first.

در ابتدا راه رفتنش کند و ناپایدار بود.

she gradually increased her ambulation distance over time.

او به تدریج مسافت راه رفتنش را در طول زمان افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید