| جمع | ambulations |
ambulation assistance
کمک در راه رفتن
normal ambulation
راه رفتن طبیعی
restored ambulation
بهبود یافتن راه رفتن
ambulation pattern analysis
تجزیه و تحلیل الگوی راه رفتن
limited ambulation
محدودیت در راه رفتن
ambulation impairment
اختلال در راه رفتن
assisted ambulation
راه رفتن با کمک
supervised ambulation
راه رفتن تحت نظارت
the patient's ambulation was monitored closely after surgery.
رفت و آمد بیمار پس از جراحی به دقت کنترل می شد.
physical therapy helped improve her ambulation.
فیزیوتراپی به بهبود راه رفتن او کمک کرد.
ambulation aids can assist those with mobility issues.
وسایل کمک به راه رفتن می توانند به کسانی که مشکلات حرکتی دارند کمک کنند.
the doctor ordered ambulation every two hours.
پزشک دستور داد که هر دو ساعت راه برود.
he regained his ambulation after months of rehabilitation.
او پس از ماه ها توانبخشی توانست دوباره راه برود.
ambulation is an important part of recovery for many injuries.
راه رفتن بخش مهمی از بهبودی بسیاری از آسیب ها است.
the nurse encouraged ambulation to prevent blood clots.
پرستار برای جلوگیری از لخته شدن خون، راه رفتن را تشویق کرد.
early ambulation can help reduce the risk of complications.
راه رفتن زودهنگام می تواند به کاهش خطر عوارس کمک کند.
his ambulation was slow and unsteady at first.
در ابتدا راه رفتنش کند و ناپایدار بود.
she gradually increased her ambulation distance over time.
او به تدریج مسافت راه رفتنش را در طول زمان افزایش داد.
ambulation assistance
کمک در راه رفتن
normal ambulation
راه رفتن طبیعی
restored ambulation
بهبود یافتن راه رفتن
ambulation pattern analysis
تجزیه و تحلیل الگوی راه رفتن
limited ambulation
محدودیت در راه رفتن
ambulation impairment
اختلال در راه رفتن
assisted ambulation
راه رفتن با کمک
supervised ambulation
راه رفتن تحت نظارت
the patient's ambulation was monitored closely after surgery.
رفت و آمد بیمار پس از جراحی به دقت کنترل می شد.
physical therapy helped improve her ambulation.
فیزیوتراپی به بهبود راه رفتن او کمک کرد.
ambulation aids can assist those with mobility issues.
وسایل کمک به راه رفتن می توانند به کسانی که مشکلات حرکتی دارند کمک کنند.
the doctor ordered ambulation every two hours.
پزشک دستور داد که هر دو ساعت راه برود.
he regained his ambulation after months of rehabilitation.
او پس از ماه ها توانبخشی توانست دوباره راه برود.
ambulation is an important part of recovery for many injuries.
راه رفتن بخش مهمی از بهبودی بسیاری از آسیب ها است.
the nurse encouraged ambulation to prevent blood clots.
پرستار برای جلوگیری از لخته شدن خون، راه رفتن را تشویق کرد.
early ambulation can help reduce the risk of complications.
راه رفتن زودهنگام می تواند به کاهش خطر عوارس کمک کند.
his ambulation was slow and unsteady at first.
در ابتدا راه رفتنش کند و ناپایدار بود.
she gradually increased her ambulation distance over time.
او به تدریج مسافت راه رفتنش را در طول زمان افزایش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید