amerces

[ایالات متحده]/ˈæmɜːrs/
[بریتانیا]/ˈærmərss/

ترجمه

v جریمه یا مجازاتی بر کسی تحمیل کردن؛ مجازات کردن کسی با تحمیل جریمه.

جملات نمونه

the court amerced him heavily for contempt of court.

دادگاه او را به شدت به دلیل بی‌احترامی به دادگاه جریمه کرد.

they amerced the company for its environmental violations.

آنها شرکت را به دلیل تخلفات زیست‌محیطی جریمه کردند.

the law allows the government to amerce individuals for tax evasion.

قانون به دولت اجازه می‌دهد افراد را به دلیل فرار مالیاتی جریمه کند.

he was amerced for failing to appear in court.

او به دلیل غیبت در دادگاه جریمه شد.

the judge amerced the defendant for making false statements.

قاضی متهم را به دلیل ارائه اظهارات نادرست جریمه کرد.

the company was amerced for its illegal advertising practices.

شرکت به دلیل روش‌های تبلیغاتی غیرقانونی‌اش جریمه شد.

they were amerced for breaking the terms of their contract.

آنها به دلیل نقض شرایط قراردادشان جریمه شدند.

the government can amerce individuals for violating public health regulations.

دولت می‌تواند افراد را به دلیل نقض مقررات بهداشت عمومی جریمه کند.

he was amerced for driving under the influence.

او به دلیل رانندگی در حالت مستی جریمه شد.

the law allows for amercement to deter future misconduct.

قانون اجازه می‌دهد تا جریمه برای جلوگیری از سوء رفتار آینده اعمال شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید