americanisation

[ایالات متحده]/ˌæmərɪkənɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌæmərɪkənəˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند پذیرش آداب، ارزش‌ها و شیوه زندگی آمریکایی.
Word Forms

جملات نمونه

the americanisation of culture is often debated.

آمریکایی‌شدن فرهنگ اغلب مورد بحث است.

there are both positive and negative aspects to americanisation.

جنبه‌های مثبت و منفی در مورد آمریکایی‌شدن وجود دارد.

the spread of americanisation has been global.

گسترش آمریکایی‌شدن جهانی بوده است.

some resist the influence of americanisation on their traditions.

برخی در برابر تأثیر آمریکایی‌شدن بر سنت‌های خود مقاومت می‌کنند.

the country's rapid americanisation has led to cultural changes.

آمریکایی‌شدن سریع کشور منجر به تغییرات فرهنگی شده است.

critics argue that americanisation promotes consumerism.

منتقدان استدلال می‌کنند که آمریکایی‌شدن مصرف‌گرایی را ترویج می‌کند.

the impact of americanisation on education is significant.

تأثیر آمریکایی‌شدن بر آموزش قابل توجه است.

americanisation has influenced language and communication styles.

آمریکایی‌شدن بر زبان و سبک‌های ارتباطی تأثیر گذاشته است.

globalization has accelerated the process of americanisation.

جهانی‌شدن روند آمریکایی‌شدن را تسریع کرده است.

there is a debate about the long-term effects of americanisation.

بحثی در مورد اثرات بلندمدت آمریکایی‌شدن وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید