amnic

[ایالات متحده]/[ˈæmnɪk]/
[بریتانیا]/[ˈæmnɪk]/

ترجمه

adj. مربوط به آمیون؛ مربوط به مایع آمیوئی.

عبارات و ترکیب‌ها

amnic fluid

مایع آمniوس

amnic sac

کیسه آمniوس

amnic puncture

پارگی آمniوس

amnic embolism

انعقاد آمniوس

amnic cavity

خلأ آمniوس

amnic infection

عفونت آمniوس

amnic rupture

پارگی آمniوس

amnic space

فضای آمniوس

amnic membrane

غشای آمniوس

amnic fluid leak

تیزه مایع آمniوس

جملات نمونه

the amnic fluid provides crucial nourishment for the developing fetus.

مایع آمیوئیک غذای حیاتی برای جنین در حال رشد فراهم می کند.

amnic sac rupture can be a sign of impending labor.

پارگی کیسه آمیوئیک می تواند نشانه ای از تولد آینده باشد.

doctors carefully monitor the amniic fluid volume during pregnancy.

پزشکان حجم مایع آمیوئیک را در طول حاملگی به دقت پیگیری می کنند.

the amniic sac protects the fetus from external trauma.

کیسه آمیوئیک جنین را در برابر آسیب های خارجی حفظ می کند.

oligohydramnios, or low amniic fluid, can be a concern.

اولیگوهیدرامنیوس یا مایع آمیوئیک کم می تواند نگران کننده باشد.

polyhydramnios, excessive amniic fluid, requires investigation.

پلی هیدرامنیوس یا مایع آمیوئیک زیاد نیاز به بررسی دارد.

amniocentesis is a procedure to sample the amniic fluid.

آمnioسنتز یک رویه است که برای نمونه گیری از مایع آمیوئیک استفاده می شود.

the amniic fluid analysis can detect genetic abnormalities.

تحلیل مایع آمیوئیک می تواند ناهماهنگی های ژنتیکی را تشخیص دهد.

meconium-stained amniic fluid indicates fetal distress.

مایع آمیوئیک آلوده به مکونیوم نشان دهنده ناراحتی جنین است.

amnic embolism is a rare but serious obstetric complication.

اُمبلیسم آمیوئیک یک عارضه نادر اما جدی گینекولوژیک است.

the amniic fluid's composition changes throughout gestation.

تغییرات ساختاری مایع آمیوئیک در طول بارداری اتفاق می‌افتد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید