amorality

[ایالات متحده]/əˈmɔːrælɪti/
[بریتانیا]/əˈmorəlɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بدون اخلاق؛ فقدان اصول یا باورهای اخلاقی.

عبارات و ترکیب‌ها

display amorality

نمایش بی‌اخلاقی

amorality in politics

بی‌اخلاقی در سیاست

challenges to amorality

چالش‌های بی‌اخلاقی

consequences of amorality

پیامدهای بی‌اخلاقی

amorality in business

بی‌اخلاقی در کسب و کار

جملات نمونه

the amorality of his actions shocked everyone.

بی‌اعتنایی او به اخلاق، باعث حیرت همه شد.

his amorality stemmed from a lack of empathy.

بی‌اعتنایی او به اخلاق ناشی از فقدان همدلی بود.

the situation demanded a clear moral stance, not amorality.

شرایط نیازمند یک موضع اخلاقی روشن بود، نه بی‌اعتنایی به اخلاق.

despite his intelligence, he displayed amorality in his decisions.

با وجود هوش خود، او بی‌اعتنایی به اخلاق را در تصمیمات خود نشان داد.

their amorality was a dangerous flaw in their otherwise brilliant plan.

بی‌اعتنایی آن‌ها به اخلاق، یک نقص خطرناک در طرح درخشانشان بود.

the film explored the consequences of unchecked amorality.

فیلم به بررسی پیامدهای بی‌اعتنایی به اخلاق پرداخت.

he justified his actions with a twisted sense of amorality.

او اعمال خود را با یک حس تحریف‌شده از بی‌اعتنایی به اخلاق توجیه کرد.

amorality can be a breeding ground for corruption and abuse.

بی‌اعتنایی به اخلاق می‌تواند بستری برای فساد و سوء استفاده باشد.

the rise of amorality in society is a cause for concern.

افزایش بی‌اعتنایی به اخلاق در جامعه، موضوعی نگران‌کننده است.

it's important to distinguish between amorality and immorality.

توجه به تفاوت بین بی‌اعتنایی به اخلاق و بی‌اخلاقی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید