analyticity

[ایالات متحده]/ˌænəˈlɪtɪsəti/
[بریتانیا]/ˌænəˈlɪtɪsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بودن تحلیلی
Word Forms

جملات نمونه

the professor's analyticity impressed everyone in the academic conference.

تحلیلی بودن استاد تمام کسانی را در کنفرانس آکادمیک تحت تأثیر قرار داد.

high analyticity is essential for solving complex mathematical problems.

تحلیلی بودن برای حل مسائل ریاضی پیچیده ضروری است.

the report demonstrated remarkable analyticity in its methodology.

گزارش تحلیلی بودن روش‌شناسی خاصی را نشان داد.

some philosophers question the analyticity of certain ethical statements.

برخی فیلسوفان تحلیلی بودن برخی اظهارات اخلاقی را مورد پرسش قرار می‌دهند.

the company's success stems from its analyticity in market analysis.

موفقیت شرکت از تحلیلی بودن آن در تحلیل بازار ناشی می‌شود.

cognitive analyticity allows scientists to break down complex phenomena.

تحلیلی بودن شناختی به دانشمندان اجازه می‌دهد تا پدیده‌های پیچیده را تجزیه کنند.

the book lacks the analyticity expected of serious academic work.

این کتاب تحلیلی بودنی که از کارهای آکادمیک جدی منتظر است، را ندارد.

mathematical analyticity requires rigorous logical reasoning.

تحلیلی بودن ریاضی نیاز به استدلال منطقی دقیق دارد.

her analytic approach brought clarity to the confusing data.

رویکرد تحلیلی او روشنی به داده‌های سردرگم اضافه کرد.

the team praised the analytic framework's logical structure.

تیم ساختار منطقی چارچوب تحلیلی را ستایش کرد.

scientific analyticity demands objective measurement and verification.

تحلیلی بودن علمی نیاز به اندازه‌گیری و تأیید موضوعی دارد.

the researcher's analytic mindset led to groundbreaking discoveries.

ذهن تحلیلی محقق منجر به کشفیات نمایانگر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید