anastomosed

[ایالات متحده]/ˌænəˈstɒməʊzd/
[بریتانیا]/ˌænəˈstōmzɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور جراحی (دو چیز، به ویژه لوله‌ها یا رگ‌های خونی) به هم پیوستن یا متصل کردن؛ برای رودخانه‌ها یا جویبارها به هم پیوستن.

عبارات و ترکیب‌ها

anastomosed blood vessels

رگ‌های خورانستمو شده

anastomosed airways

راه‌های هوایی آنستمو شده

anastomosed surgical technique

تکنیک جراحی آنستمو شده

anastomosed tubular structures

ساختارهای لوله‌ای آنستمو شده

anastomosed intestinal segments

قطعات روده آنستمو شده

anastomosed graft placement

قرار دادن پیوند آنستمو شده

anastomosed duct system

سیستم مجرای آنستمو شده

anastomosed lymphatic vessels

رگ‌های لنفاوی آنستمو شده

anastomosed neural pathways

مسیرهای عصبی آنستمو شده

جملات نمونه

the surgeon expertly anastomosed the blood vessels.

جراح به طور ماهرانه رگ‌های خونی را آناستوموز کرد.

the new pipeline will anastomosed with existing infrastructure.

خط لوله جدید با زیرساخت موجود آناستوموز خواهد شد.

the two rivers anastomosed to form a larger waterway.

دو رودخانه برای تشکیل یک آبراه بزرگتر با هم آناستوموز کردند.

the surgeon carefully anastomosed the severed nerves.

جراح با دقت اعصاب بریده شده را آناستوموز کرد.

the branches of the artery anastomosed to ensure blood flow.

شاخه های شریان برای اطمینان از جریان خون با هم آناستوموز کردند.

the anastomosed tissues healed quickly after surgery.

بافت های آناستوموز شده پس از جراحی به سرعت بهبود یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید