anatomizing

[ایالات متحده]/ˌænætəmaɪˈzaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌænatəmɑːˈmaɪzɪŋ/

ترجمه

v. به دقت چیزی را کالبدشکافی یا بررسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

anatomizing a problem

تحلیل یک مسئله

anatomizing the argument

تحلیل استدلال

anatomizing their strategy

تحلیل استراتژی آنها

anatomizing the system

تحلیل سیستم

جملات نمونه

the surgeon was carefully anatomizing the cadaver.

جراح با دقت کامل جسد را تشریح می‌کرد.

she enjoys anatomizing complex systems.

او از تشریح سیستم‌های پیچیده لذت می‌برد.

he is anatomizing his opponent's strategy.

او در حال تشریح استراتژی حریف خود است.

the journalist was anatomizing the politician's speech.

روزنامه‌نگار سخنرانی سیاستمدار را تشریح می‌کرد.

it's important to anatomize your own biases.

تشریح کردن تعصبات خود مهم است.

they are anatomizing the data to find trends.

آنها داده‌ها را برای یافتن روندها تشریح می‌کنند.

the scientist was anatomizing the fossil.

دانشمند فسیل را تشریح می‌کرد.

she prefers to anatomize problems before offering solutions.

او ترجیح می‌دهد قبل از ارائه راه حل، مشکلات را تشریح کند.

he is anatomizing the novel's themes.

او مضامین رمان را تشریح می‌کند.

the teacher asked students to anatomize the poem.

معلم از دانش‌آموزان خواست شعر را تشریح کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید