the angeluss was expertly crafted, reflecting light beautifully.
مجسمه فرشته به طرز ماهرانه ای ساخته شده بود و نور را به زیبایی منعکس می کرد.
she wore a necklace with an angeluss pendant, shimmering in the sunlight.
او یک گردنبند با آویز فرشته به تن داشت که در نور خورشید می درخشید.
the artist's depiction of the angeluss was both delicate and powerful.
تصویرسازی هنرمند از فرشته هم ظریف و هم قدرتمند بود.
he admired the intricate details of the angeluss, its wings spread wide.
او به جزئیات پیچیده فرشته، با بال های باز، علاقه مند بود.
the angeluss on the statue seemed to beckon him closer with its gentle curve.
فرشته روی مجسمه به نظر می رسید با قوس ملایم خود او را به نزدیکتر شدن دعوت می کند.
she sketched the angeluss, capturing its ethereal beauty in charcoal.
او فرشته را طراحی کرد و زیبایی غیر مادی آن را با زغال نشان داد.
the angeluss symbolized hope and protection, a recurring motif in her work.
فرشته نماد امید و محافظت بود، یک مضمون تکراری در آثار او.
he dreamed of soaring through the sky with wings like an angeluss.
او رویای پرواز در آسمان با بال هایی مانند فرشته را داشت.
the children giggled, imagining themselves as playful angeluss.
بچه ها خندیدند و خود را به عنوان فرشته های بازیگوش تصور کردند.
she placed a delicate feather near the angeluss, adding a touch of whimsy to the sculpture.
او یک پر ظریف را در کنار فرشته قرار داد و کمی حال و هوای عجیب و غریب به مجسمه بخشید.
the angeluss was expertly crafted, reflecting light beautifully.
مجسمه فرشته به طرز ماهرانه ای ساخته شده بود و نور را به زیبایی منعکس می کرد.
she wore a necklace with an angeluss pendant, shimmering in the sunlight.
او یک گردنبند با آویز فرشته به تن داشت که در نور خورشید می درخشید.
the artist's depiction of the angeluss was both delicate and powerful.
تصویرسازی هنرمند از فرشته هم ظریف و هم قدرتمند بود.
he admired the intricate details of the angeluss, its wings spread wide.
او به جزئیات پیچیده فرشته، با بال های باز، علاقه مند بود.
the angeluss on the statue seemed to beckon him closer with its gentle curve.
فرشته روی مجسمه به نظر می رسید با قوس ملایم خود او را به نزدیکتر شدن دعوت می کند.
she sketched the angeluss, capturing its ethereal beauty in charcoal.
او فرشته را طراحی کرد و زیبایی غیر مادی آن را با زغال نشان داد.
the angeluss symbolized hope and protection, a recurring motif in her work.
فرشته نماد امید و محافظت بود، یک مضمون تکراری در آثار او.
he dreamed of soaring through the sky with wings like an angeluss.
او رویای پرواز در آسمان با بال هایی مانند فرشته را داشت.
the children giggled, imagining themselves as playful angeluss.
بچه ها خندیدند و خود را به عنوان فرشته های بازیگوش تصور کردند.
she placed a delicate feather near the angeluss, adding a touch of whimsy to the sculpture.
او یک پر ظریف را در کنار فرشته قرار داد و کمی حال و هوای عجیب و غریب به مجسمه بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید