| زمان گذشته | angulated |
| قسمت سوم فعل | angulated |
| شکل سوم شخص مفرد | angulates |
| صفت یا فعل حال استمراری | angulating |
angulate structure
ساختار زاویه دار
angulate design
طراحی زاویه دار
angulated edges
لبه های زاویه دار
angulate view
دید زاویه دار
angulating the object
زاویه دار کردن جسم
angulate lens
لنز زاویه دار
angulated surface
سطح زاویه دار
angulate morphology
ریخت شناسی زاویه دار
angulated data points
نقاط داده زاویه دار
angulating the beam
زاویه دار کردن پرتو
the bone was angulated, making it difficult to set.
استخوان دچار انحنا بود که تنظیم آن را دشوار میکرد.
the architect used angulated lines to create a modern look.
معمار از خطوط زاویهدار برای ایجاد ظاهری مدرن استفاده کرد.
the sculptor's work featured angulated forms and sharp edges.
کارهای مجسمهساز شامل اشکال زاویهدار و لبههای تیز بود.
angulating the pipe allowed for a better flow of water.
زاویهدار کردن لوله اجازه داد تا جریان آب بهتر شود.
the road curves angulated around the mountainside.
جاده به صورت زاویهدار در امتداد دامنه کوه پیچ و تاب میخورد.
her dress featured an angulated neckline that accentuated her shoulders.
لباس او دارای یقه زاویهدار بود که شانههایش را برجسته میکرد.
the photographer used an angulated lens to capture a distorted perspective.
عکاس از لنز زاویهدار برای به دست آوردن یک دیدگاه تحریفشده استفاده کرد.
the new wing of the building had an angulated roofline that looked futuristic.
جدیدترین بخش ساختمان دارای خط سقف زاویهدار بود که ظاهری آیندهنگرانانه داشت.
the furniture was designed with angulated legs for a modern aesthetic.
مبلمان با پایههای زاویهدار برای ایجاد یک زیبایی مدرن طراحی شده بود.
the dancer moved with angulated poses, creating sharp and angular lines.
رقصنده با حرکات زاویهدار حرکت کرد و خطوط تیز و زاویهدار ایجاد کرد.
angulate structure
ساختار زاویه دار
angulate design
طراحی زاویه دار
angulated edges
لبه های زاویه دار
angulate view
دید زاویه دار
angulating the object
زاویه دار کردن جسم
angulate lens
لنز زاویه دار
angulated surface
سطح زاویه دار
angulate morphology
ریخت شناسی زاویه دار
angulated data points
نقاط داده زاویه دار
angulating the beam
زاویه دار کردن پرتو
the bone was angulated, making it difficult to set.
استخوان دچار انحنا بود که تنظیم آن را دشوار میکرد.
the architect used angulated lines to create a modern look.
معمار از خطوط زاویهدار برای ایجاد ظاهری مدرن استفاده کرد.
the sculptor's work featured angulated forms and sharp edges.
کارهای مجسمهساز شامل اشکال زاویهدار و لبههای تیز بود.
angulating the pipe allowed for a better flow of water.
زاویهدار کردن لوله اجازه داد تا جریان آب بهتر شود.
the road curves angulated around the mountainside.
جاده به صورت زاویهدار در امتداد دامنه کوه پیچ و تاب میخورد.
her dress featured an angulated neckline that accentuated her shoulders.
لباس او دارای یقه زاویهدار بود که شانههایش را برجسته میکرد.
the photographer used an angulated lens to capture a distorted perspective.
عکاس از لنز زاویهدار برای به دست آوردن یک دیدگاه تحریفشده استفاده کرد.
the new wing of the building had an angulated roofline that looked futuristic.
جدیدترین بخش ساختمان دارای خط سقف زاویهدار بود که ظاهری آیندهنگرانانه داشت.
the furniture was designed with angulated legs for a modern aesthetic.
مبلمان با پایههای زاویهدار برای ایجاد یک زیبایی مدرن طراحی شده بود.
the dancer moved with angulated poses, creating sharp and angular lines.
رقصنده با حرکات زاویهدار حرکت کرد و خطوط تیز و زاویهدار ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید