angulation

[ایالات متحده]/ˌæŋɡjəˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌænɡjəlˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زاویه یا زوایایی که توسط یک سازه تشکیل می‌شود، یا عمل تشکیل یک زاویه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

angulation measurement

اندازه گیری زاویه

bone angulation correction

تصحیح زاویه استخوان

surgical angulation

زاویه جراحی

angulation in radiography

زاویه در رادیوگرافی

جملات نمونه

the surgeon adjusted the angulation of the instrument.

جراح زاویه دستگاه را تنظیم کرد.

accurate angulation is crucial for successful surgery.

زاویه دقیق برای جراحی موفقیت آمیز بسیار مهم است.

the x-ray revealed the angulation of the broken bone.

عکسبرداری با اشعه ایکس زاویه شکستگی استخوان را نشان داد.

understanding angulation is essential for photographers.

درک زاویه برای عکاسان ضروری است.

the architect considered the angulation of sunlight in the design.

معمار زاویه تابش نور خورشید را در طراحی در نظر گرفت.

adjusting the camera's angulation captured a different perspective.

تنظیم زاویه دوربین، یک دیدگاه متفاوت را ثبت کرد.

the sculptor used angulation to create dynamic forms.

مجسمه‌ساز از زاویه برای ایجاد فرم‌های پویا استفاده کرد.

the pilot adjusted the angulation of the wings for optimal flight.

خلبان زاویه بال ها را برای پرواز بهینه تنظیم کرد.

the artist used angulation to convey depth and dimension in the painting.

هنرمند از زاویه برای انتقال عمق و بعد در نقاشی استفاده کرد.

the engineer analyzed the angulation of the bridge for structural integrity.

مهندس زاویه پل را برای یکپارچگی سازه تجزیه و تحلیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید