annulus

[ایالات متحده]/ˈænjuːlʊs/
[بریتانیا]/əˈnjuːlʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شی یا ساختار حلقه‌ای شکل.; یک منطقه یا ناحیه دایره‌ای.; در پزشکی، یک باز شدن یا فضای حلقه‌ای شکل بین دو ساختار.
Word Forms
جمعannuluss

عبارات و ترکیب‌ها

annulus fibrosus

حلقه فیبروکس

growth annulus

حلقه رشد

annual growth annulus

حلقه رشد سالانه

annulus ring

حلقه

intervertebral annulus

حلقه بین مهره‌ای

annulus defect

نقص حلقوی

annulus ring scar

اسکار حلقه

جملات نمونه

the tree rings form an annulus.

حلقه‌های درخت یک حلقه را تشکیل می‌دهند.

he wore a gold annulus on his finger.

او یک حلقه طلایی به انگشت خود پوشید.

the annulus of the sun was visible during the eclipse.

حلقه خورشید در هنگام خورشید گرفتگی قابل مشاهده بود.

a thin annulus of light surrounded the moon.

یک حلقه باریک نور ماه را احاطه کرده بود.

the scientist studied the annulus of sediment in the lake.

دانشمند لایه رسوبات را در دریاچه مطالعه کرد.

the ancient city walls formed an annulus around the town.

دیوارهای شهر باستانی یک حلقه در اطراف شهر تشکیل دادند.

the optical illusion created an annulus of color.

توهم نوری یک حلقه رنگ ایجاد کرد.

he drew an annulus on the page with his pencil.

او با مداد خود یک حلقه روی صفحه کشید.

the annulus of the galaxy was visible to the naked eye.

حلقه کهکشان با چشم غیرمسلح قابل مشاهده بود.

the doctor examined the patient's annulus fibrosus.

پزشک حلقة فیبروزی بیمار را معاینه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید