annunciations

[ایالات متحده]/ˌæn.ʌnˈsiː.eɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæ.nʌnˈsi.eɪ.ʃən.z/

ترجمه

n. عمل اعلام یا اعلامیه دادن؛ یک بیانیه یا اعلام عمومی.

عبارات و ترکیب‌ها

annunciations of victory

اعلام پیروزی

جملات نمونه

she was known for her public pronouncements and annunciations.

او به خاطر اعلامات و اعلامیه‌های علنی‌اش شناخته می‌شد.

the king's annunciations were always met with great fanfare.

اعلامیه‌های پادشاه همیشه با تشریفات فراوان مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید