annunciations of victory
اعلام پیروزی
she was known for her public pronouncements and annunciations.
او به خاطر اعلامات و اعلامیههای علنیاش شناخته میشد.
the king's annunciations were always met with great fanfare.
اعلامیههای پادشاه همیشه با تشریفات فراوان مورد استقبال قرار میگرفتند.
annunciations of victory
اعلام پیروزی
she was known for her public pronouncements and annunciations.
او به خاطر اعلامات و اعلامیههای علنیاش شناخته میشد.
the king's annunciations were always met with great fanfare.
اعلامیههای پادشاه همیشه با تشریفات فراوان مورد استقبال قرار میگرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید