antagonized

[ایالات متحده]/ænˈtæɡən aɪ zɪd/
[بریتانیا]/ˌæn.tæg.ə.naɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v کسی را نسبت به شخص یا چیز دیگر عصبانی یا خصمانه کردن؛ تحریک خصومت یا مخالفت؛ داشتن اثر منفی بر چیزی یا کسی

جملات نمونه

his actions antagonized his colleagues.

اقدامات او همکارانش را تحریک کرد.

the opposing team antagonized their opponents with trash talk.

تیم مقابل با حرف‌های بی‌اساس و بی‌احترامی، حریفان خود را تحریک کرد.

she felt antagonized by his constant criticism.

او به دلیل انتقادات مداوم او تحریک شده احساس می‌کرد.

the policy change antagonized many voters.

تغییر سیاست باعث تحریک بسیاری از رای‌دهندگان شد.

his comments antagonized the already tense situation.

اظهارات او وضعیت پرتنش را بیشتر تحریک کرد.

the media's coverage antagonized both sides of the conflict.

پوشش رسانه‌ها هر دو طرف مناقشه را تحریک کرد.

the protesters were antagonized by the police's response.

معترضان به دلیل پاسخ پلیس تحریک شدند.

their rivalry antagonized them both, leading to unhealthy competition.

رقابت آن‌ها هر دو را تحریک کرد و منجر به رقابت ناسالم شد.

don't antagonize him further; he's already upset.

دیگر او را تحریک نکنید؛ او از قبل ناراحت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید