anteceding

[ایالات متحده]/ˈænˌtiːsiːdɪŋ/
[بریتانیا]/anˈtɛsēdɪŋ/

ترجمه

adj. قبل از چیزی یا پیشی گرفتن از آن در زمان یا ترتیب

عبارات و ترکیب‌ها

anteceding events

رویدادهای پیشین

anteceding conditions

شرایط پیشین

anteceding circumstances

شرایط پیشین

anteceding information

اطلاعات پیشین

analyze anteceding data

تجزیه و تحلیل داده‌های پیشین

understand anteceding causes

درک علل پیشین

consider anteceding factors

در نظر گرفتن عوامل پیشین

review anteceding policies

بررسی سیاست‌های پیشین

جملات نمونه

antecedents are important for understanding the context.

سابقه ها برای درک زمینه مهم هستند.

she studied the antecedents of the disease to find a cure.

او برای یافتن درمان، سابقه بیماری را مطالعه کرد.

the author provides antecedents for each character's actions.

نویسنده برای اعمال هر شخصیت، سابقه ای ارائه می دهد.

analyzing the antecedents can help us predict future outcomes.

تجزیه و تحلیل سابقه ها می تواند به ما کمک کند تا نتایج آینده را پیش بینی کنیم.

historical antecedents shaped modern society.

سابقه های تاریخی شکل جامعه مدرن را دادند.

understanding the antecedents of a problem can lead to effective solutions.

درک سابقه یک مشکل می تواند منجر به راه حل های موثر شود.

the professor emphasized the importance of considering anteceding factors.

استاد بر اهمیت در نظر گرفتن عوامل پیشین تاکید کرد.

the study investigated the antecedents of risky behavior among teenagers.

این مطالعه سابقه رفتارهای پرخطر در نوجوانان را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید