antedating

[ایالات متحده]/ˈæntɪdeɪt/
[بریتانیا]/ˈæntɪdeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیشی گرفتن; قبل از آمدن
n. تاریخی که قبل از تاریخ واقعی است

عبارات و ترکیب‌ها

antedate a check

پیش‌درآوردن چک

جملات نمونه

antedate a contract; antedate a check.

پیش‌زمینه قرارداد؛ پیش‌زمینه چک.

a civilization that antedated the Roman Empire.

تمدنی که قبل از امپراتوری روم وجود داشت.

antedate a letter by three days

نامه را سه روز زودتر ارسال کرد.

there are no references to him that would antedate his birth.

هیچ ارجاعی وجود ندارد که نشان دهد قبل از تولد او وجود داشته است.

That event antedated World War

آن رویداد قبل از جنگ جهانی اتفاق افتاد.

The cold weather antedate ed their departure.

سرما زودتر از رفتن آنها شروع شد.

conceptual discussions that antedated development of the new product.

بحث‌های مفهومی که قبل از توسعه محصول جدید وجود داشت.

That event antedated World War Ⅱ.

آن رویداد قبل از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید