| جمع | anticipators |
an industry anticipator
یک پیشبینیکننده صنعت
a trend anticipator
یک پیشبینیکننده روند
anticipator of problems
پیشبینیکننده مشکلات
an innovative anticipator
یک پیشبینیکننده نوآور
become an anticipator
به یک پیشبینیکننده تبدیل شوید
the company needs an anticipator to predict market trends.
شرکت به کسی نیاز دارد که بتواند روند بازار را پیشبینی کند.
a good salesperson is an anticipator of customer needs.
یک فروشنده خوب، نیازهای مشتری را پیشبینی میکند.
he acts as an anticipator, always thinking ahead.
او به عنوان یک پیشبینیکننده عمل میکند، همیشه به آینده فکر میکند.
the new technology is an anticipator of future possibilities.
فناوری جدید، پیشبینیکننده امکانات آینده است.
being an anticipator can give you a competitive edge.
داشتن توانایی پیشبینی میتواند به شما برتری رقابتی بدهد.
she's a natural anticipator, always knowing what will happen next.
او به طور طبیعی یک پیشبینیکننده است، همیشه میداند چه اتفاقی خواهد افتاد.
the coach is an anticipator of his players' strengths and weaknesses.
مربی، نقاط قوت و ضعف بازیکنان را پیشبینی میکند.
an anticipator can see opportunities before they arise.
یک پیشبینیکننده میتواند فرصتها را قبل از وقوع ببیند.
the writer is an anticipator of social change.
نویسنده، تغییرات اجتماعی را پیشبینی میکند.
to be successful, you need to be an anticipator of your audience's needs.
برای موفقیت، شما باید نیازهای مخاطبان خود را پیشبینی کنید.
an industry anticipator
یک پیشبینیکننده صنعت
a trend anticipator
یک پیشبینیکننده روند
anticipator of problems
پیشبینیکننده مشکلات
an innovative anticipator
یک پیشبینیکننده نوآور
become an anticipator
به یک پیشبینیکننده تبدیل شوید
the company needs an anticipator to predict market trends.
شرکت به کسی نیاز دارد که بتواند روند بازار را پیشبینی کند.
a good salesperson is an anticipator of customer needs.
یک فروشنده خوب، نیازهای مشتری را پیشبینی میکند.
he acts as an anticipator, always thinking ahead.
او به عنوان یک پیشبینیکننده عمل میکند، همیشه به آینده فکر میکند.
the new technology is an anticipator of future possibilities.
فناوری جدید، پیشبینیکننده امکانات آینده است.
being an anticipator can give you a competitive edge.
داشتن توانایی پیشبینی میتواند به شما برتری رقابتی بدهد.
she's a natural anticipator, always knowing what will happen next.
او به طور طبیعی یک پیشبینیکننده است، همیشه میداند چه اتفاقی خواهد افتاد.
the coach is an anticipator of his players' strengths and weaknesses.
مربی، نقاط قوت و ضعف بازیکنان را پیشبینی میکند.
an anticipator can see opportunities before they arise.
یک پیشبینیکننده میتواند فرصتها را قبل از وقوع ببیند.
the writer is an anticipator of social change.
نویسنده، تغییرات اجتماعی را پیشبینی میکند.
to be successful, you need to be an anticipator of your audience's needs.
برای موفقیت، شما باید نیازهای مخاطبان خود را پیشبینی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید