anticipator

[ایالات متحده]/ænˈtɪsɪpeɪtər/
[بریتانیا]/ˌæn.tɪ.sɪˈpeɪ.t̬ɚ/

ترجمه

n. فردی که پیش بینی می کند یا انتظار وقوع چیزی را دارد.; دستگاهی که فرآیند یا عمل را تسریع می کند.; فردی که ابتکار عمل را به دست می گیرد و پیش از دیگران عمل می کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

an industry anticipator

یک پیش‌بینی‌کننده صنعت

a trend anticipator

یک پیش‌بینی‌کننده روند

anticipator of problems

پیش‌بینی‌کننده مشکلات

an innovative anticipator

یک پیش‌بینی‌کننده نوآور

become an anticipator

به یک پیش‌بینی‌کننده تبدیل شوید

جملات نمونه

the company needs an anticipator to predict market trends.

شرکت به کسی نیاز دارد که بتواند روند بازار را پیش‌بینی کند.

a good salesperson is an anticipator of customer needs.

یک فروشنده خوب، نیازهای مشتری را پیش‌بینی می‌کند.

he acts as an anticipator, always thinking ahead.

او به عنوان یک پیش‌بینی‌کننده عمل می‌کند، همیشه به آینده فکر می‌کند.

the new technology is an anticipator of future possibilities.

فناوری جدید، پیش‌بینی‌کننده امکانات آینده است.

being an anticipator can give you a competitive edge.

داشتن توانایی پیش‌بینی می‌تواند به شما برتری رقابتی بدهد.

she's a natural anticipator, always knowing what will happen next.

او به طور طبیعی یک پیش‌بینی‌کننده است، همیشه می‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد.

the coach is an anticipator of his players' strengths and weaknesses.

مربی، نقاط قوت و ضعف بازیکنان را پیش‌بینی می‌کند.

an anticipator can see opportunities before they arise.

یک پیش‌بینی‌کننده می‌تواند فرصت‌ها را قبل از وقوع ببیند.

the writer is an anticipator of social change.

نویسنده، تغییرات اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند.

to be successful, you need to be an anticipator of your audience's needs.

برای موفقیت، شما باید نیازهای مخاطبان خود را پیش‌بینی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید