the party anticlimaxes after the main act finishes.
مهمانی پس از پایان نمایش اصلی با ضد اوجگیری به پایان میرسد.
his grand speeches often anticlimaxes with weak promises.
سخنرانیهای بزرگش اغلب با وعدههای ضعیف به ضد اوجگیری ختم میشوند.
the movie's ending anticlimaxes, leaving viewers disappointed.
پایان فیلم ضد اوجگیری دارد و بینندگان را ناامید میکند.
her hopes for a romantic evening anticlimaxed with takeout and netflix.
امیدش برای یک شب رمانتیک با بیرونبر و نتفلیکس ضد اوجگیری کرد.
the thrilling chase anticlimaxes with a clumsy arrest.
تعقیب و گریز هیجانانگیز با دستگیری ناشیانه به ضد اوجگیری ختم شد.
after the build-up, the announcement anticlimaxed as it was already known.
پس از ایجاد حاشیه، اعلامیه به دلیل اینکه از قبل مشخص بود، ضد اوجگیری کرد.
the comedian's routine anticlimaxes with a tired joke he told earlier.
اجرای کمدین با یک لطیفهای خستهکننده که قبلاً گفته بود، ضد اوجگیری کرد.
despite the initial excitement, the project anticlimaxed due to funding issues.
با وجود هیجان اولیه، پروژه به دلیل مشکلات مالی ضد اوجگیری کرد.
the long-awaited meeting anticlimaxed with a brief and unproductive discussion.
جلسه بسیار مورد انتظار با یک بحث کوتاه و غیرسازنده ضد اوجگیری کرد.
his grand plans for the future anticlimaxes with his current lack of motivation.
برنامههای بزرگش برای آینده با فقدان فعلی انگیزه او ضد اوجگیری کرد.
the party anticlimaxes after the main act finishes.
مهمانی پس از پایان نمایش اصلی با ضد اوجگیری به پایان میرسد.
his grand speeches often anticlimaxes with weak promises.
سخنرانیهای بزرگش اغلب با وعدههای ضعیف به ضد اوجگیری ختم میشوند.
the movie's ending anticlimaxes, leaving viewers disappointed.
پایان فیلم ضد اوجگیری دارد و بینندگان را ناامید میکند.
her hopes for a romantic evening anticlimaxed with takeout and netflix.
امیدش برای یک شب رمانتیک با بیرونبر و نتفلیکس ضد اوجگیری کرد.
the thrilling chase anticlimaxes with a clumsy arrest.
تعقیب و گریز هیجانانگیز با دستگیری ناشیانه به ضد اوجگیری ختم شد.
after the build-up, the announcement anticlimaxed as it was already known.
پس از ایجاد حاشیه، اعلامیه به دلیل اینکه از قبل مشخص بود، ضد اوجگیری کرد.
the comedian's routine anticlimaxes with a tired joke he told earlier.
اجرای کمدین با یک لطیفهای خستهکننده که قبلاً گفته بود، ضد اوجگیری کرد.
despite the initial excitement, the project anticlimaxed due to funding issues.
با وجود هیجان اولیه، پروژه به دلیل مشکلات مالی ضد اوجگیری کرد.
the long-awaited meeting anticlimaxed with a brief and unproductive discussion.
جلسه بسیار مورد انتظار با یک بحث کوتاه و غیرسازنده ضد اوجگیری کرد.
his grand plans for the future anticlimaxes with his current lack of motivation.
برنامههای بزرگش برای آینده با فقدان فعلی انگیزه او ضد اوجگیری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید