anticolonial

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪˈk.olon.i.əl/
[بریتانیا]/ˌæntəˈkoʊloniəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مخالف استعمار; حمایت از استقلال برای مردم یا سرزمین‌های مستعمره

عبارات و ترکیب‌ها

anticolonial struggle

جنبش ضد استعماری

anticolonial movement

جنبش ضد استعماری

anticolonial resistance

مقاومت ضد استعماری

anticolonial literature

ادبیات ضد استعماری

anticolonial thought

اندیشه ضد استعماری

anticolonial perspective

دیدگاه ضد استعماری

anticolonial history

تاریخ ضد استعماری

anticolonial narratives

داستان‌های ضد استعماری

anticolonial art

هنر ضد استعماری

جملات نمونه

the movement was deeply anticolonial in its aims.

جنبش عمیقاً با اهداف ضد استعماری بود.

his writings often explored anticolonial themes.

نوشته‌های او اغلب مضامین ضد استعماری را بررسی می‌کرد.

many countries fought for their independence with anticolonial fervor.

بسیاری از کشورها با شور و شوق ضد استعماری برای استقلال خود جنگیدند.

the conference focused on the legacy of anticolonial struggles.

کنفرانس بر روی میراث مبارزات ضد استعماری متمرکز بود.

anticolonial art often depicted the resilience of oppressed people.

هنر ضد استعماری اغلب تاب‌آوری مردم تحت ستم را به تصویر می‌کشید.

he became a prominent figure in the anticolonial movement.

او به چهره‌ای برجسته در جنبش ضد استعماری تبدیل شد.

their anticolonial stance challenged colonial powers.

موضع ضد استعماری آنها قدرت‌های استعماری را به چالش کشید.

the book analyzes the impact of anticolonial thought on literature.

کتاب تأثیر تفکر ضد استعماری بر ادبیات را تجزیه و تحلیل می‌کند.

anticolonial education aims to empower marginalized communities.

آموزش ضد استعماری هدف آن توانمندسازی جوامع به حاشیه رانده شده است.

the anticolonial struggle continues in many parts of the world.

مبارزه ضد استعماری در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید