antinomasias

[ایالات متحده]/ˌæntɪnəˈmeɪziəz/
[بریتانیا]/ˌæntɪnəˈmeɪziəz/

ترجمه

n. تومورهای خوبخیل؛ نئوپلاسم‌های سرطانی

عبارات و ترکیب‌ها

literary antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های ادبی

rhetorical antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های رhetorیک

common antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های رایج

using antinomasias

استفاده از آنتی‌نوماسی‌ها

classic antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های کلاسیک

studying antinomasias

مطالعه آنتی‌نوماسی‌ها

rare antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های نادر

linguistic antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های زبان شناسی

proper antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های مناسب

figurative antinomasias

آنتی‌نوماسی‌های تشبیهی

جملات نمونه

the poet employed classical antonomasia when referring to the hero as our modern prometheus.

شاعر از آنتونوماسی کلاسیک در اشاره به قهرمان به عنوان پرومتئوس مدرن ما استفاده کرد.

rhetorical antonomasia allows writers to transform proper nouns into evocative archetypes.

آنتونوماسی رhetorیک به نویسندگان اجازه می‌دهد تا نام‌های مخصوص را به نمادهای اثرگذار تبدیل کنند.

in her speech, the politician used antonomasia to compare her opponent to a modern-day machiavelli.

در سخنرانی‌اش، سیاستمدار از آنتونوماسی برای مقایسه رقبه‌اش با یک مکیاولی مدرن استفاده کرد.

the novel's title itself serves as a brilliant example of antonomasia, turning a character's name into a symbol.

عنوان رمان خود به عنوان یک نمونه برجسته از آنتونوماسی عمل می‌کند، نام یک شخصیت را به یک نماد تبدیل می‌کند.

literary critics often analyze how shakespeare utilized antonomasia to create enduring character types.

انتقادات ادبی اغلب به بررسی این می‌پردازد که شکسپیر چگونه از آنتونوماسی برای ایجاد انواع شخصیت‌های پایدار استفاده کرد.

the use of antonomasia in advertising transforms brand names into generic terms for product categories.

استفاده از آنتونوماسی در تبلیغات نام‌های برندها را به اصطلاحات عمومی برای دسته‌بندی محصولات تبدیل می‌کند.

by calling him a casanova, she employed antonomasia to suggest his notorious reputation with women.

با نام‌گذاری او به یک کاسانووا، او از آنتونوماسی برای اشاره به شهرت نامطلوب او در میان زنان استفاده کرد.

the journalist's antonomasia painted the dictator as a bloodthirsty nero, highlighting his cruelty.

آنتونوماسی ژورنالیست، دیکتاتور را به یک نروسی خون‌خیز تبدیل کرد و خشونت او را تاکید کرد.

classical education relies heavily on antonomasia to reference mythological figures as embodiments of virtues.

آموزش کلاسیک به طور چشمگیری از آنتونوماسی برای اشاره به شخصیت‌های اسطوره‌ای به عنوان نمادهای ارزش‌ها استفاده می‌کند.

when scientists become famous, their names can evolve into antonomasia representing groundbreaking discoveries.

وقتی دانشمندان معروف می‌شوند، نام‌هایشان می‌توانند به آنتونوماسی تبدیل شوند که کشف‌های نمایانگر را نمایش می‌دهند.

orators frequently use antonomasia to draw parallels between historical figures and contemporary politicians.

ورزشکاران اغلب از آنتونوماسی برای ایجاد تشابه بین شخصیت‌های تاریخی و سیاستمداران معاصر استفاده می‌کنند.

the character's nickname became antonomasia, transforming from a personal name to a universal type.

نام مستعار شخصیت به آنتونوماسی تبدیل شد، از یک نام شخصی به یک نوع کلی تبدیل شد.

religious texts sometimes employ antonomasia to elevate saints as perfect models of faith.

گاهی اوقات متون دینی از آنتونوماسی استفاده می‌کنند تا مقدسان را به عنوان الگوهای کاملی از باور معرفی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید